شعر
سلام على التّرب الّذى ضمّ جسمه * فيا نعم مشهور و يا نعم مشهد
و شرف آن روضهء مبارك و بقعهء متبرك دريافت و انوار آن بر روزگار فرخنده آثار تافت و نوزدهم شوال در دار السلطنهء هرات مركز دايرهء دولت و اقبال آمد و اكابر و اشراف شرايط استقبال و مراسم تعظيم و اجلال بهجاى آوردند و نثار و پيشكش به تقديم رسانيدند .
بيت
مخالفشكن شاه فيروزبخت * به فيروزه فالى درآمد به تخت
بزرگان شهر آفرين خواندند * بر آن گوهرى گوهر افشاندند
همه شهر و كو را بياراستند * كه ديدند از او آنچه مىخواستند
ذكر قضايا كه بعد از استقرار در دار السلطنهء هرات ظهور يافت
چون موكب ظفرنشان از يورش عراق و آذربايجان به دولت و سعادت معاودت نمود و رايات نصرت آيات در دار السلطنهء هرات استقرار فرمود ، ايلچيان هندوستان از پيش والى دهلى خضر خان رسيدند و پيش از يورش آذربايجان خضر خان التماس نموده بود كه حضرت خاقان سعيد قاصدى به جانب او فرستد و آن حضرت مولانا امير خواجه را كه به فصاحت بيان و طاقت لسان مشهور بود ارسال نمود و خضر خان فرستاده را رعايت بسيار نمود و تبركات و بيلاكات در صحبت مولوى فرستاد و اساس دولت خود را به اظهار نيكو بندگى استحكام داد . از جملهء عجايب آن ديار كرگدن آورده بودند حيوانى غريب شكل ، عجيب هيئت ، شبيه گاو و سمها شكافته . يك شاخ بر ميان پيشانى و هيچ آلت جارحه بر پوست آن جانور