گروهى كه چون پيل كردند زور * فتادند چون پيل در پاى مور
چو خصمان گرفتار خوارى شدند * بسى در ميان زينهارى شدند
و آفتاب دولت حضرت خاقان سعيد بر اوج سلطنت لامع شد و ماه رايت نصرت از مطلع سعادت طالع گشت و آن حضرت حصول اين فتح نامدار كه طراز فتوحات سلاطين كامكار تواند بود از محض عنايت پروردگار دانست و سجدات شكر بهجاى آورد و فتحنامهها به اطراف ممالك ماوراء النهر و تركستان و خراسان و زابل و كابل و سيستان و هندوستان و مازندران و فارس و عراق بل تمام آفاق ارسال فرمود و شكر مواهب الهى به واجبى ادا نمود و لشكر منصور غنايم نامحصور گرفتند .
بيت
ز بس غارت آوردن از بهر شاه * غنيمت نگنجيد در عرض گاه
همه روى صحرا پر از خواسته * به گنجينهها گوهر آراسته
و اين فتح همايون نشان غرهء شعبان * در موضع الشكرد كه يخشى گويند روى نمود .
و آن حضرت روز ديگر كوچ فرمود و در راه نظر سلطان عالمستان بر اسيران تركمان افتاد .
بيت
ببخشود بر سختى كارشان * ز شمشير خود داد زنهارشان
و بر مصداق
شعر
احسن الى الناس تستعبد قلوبهم * فطال ما استعبد الأنسان احسان
حكم اطلاق آنهمه فرمود و آن حضرت از راه خوى منتصف شعبان به