كارگرنه . و از پوست او سپر معتبر توان ساخت . اگرچه به جثه برابر گاو باشد . اما گويند با پيل جنگ كند و غالب آيد . فى الجمله آن جانور را به صنعتهاى غريب از گردون و غيره به دار السلطنهء هرات رسانيدند .
و محمد طيب كه از قراباغ اران به موجب نشان عازم مصر و شام شد ، چون به مصر رسيد سلطان شيخى وفات يافته بود و مظفر تاتار صاحباختيار آن ديار شده ايلچى را رعايت نمودند و عرضه داشت نوشتند كه اگر موكب همايون عنان دولت به صوب اين مملكت معطوف فرمايد آنچه وظايف دولتخواهى باشد بهجاى آورده شود و محمد طيب اواخر شوال به دار السلطنهء هرات رسيد و عرضه داشتهاى اكابر آن بلاد به عرض رسانيد .
و سلطان قوشچى كه هم از جانب قراباغ به جانب دشت قبچاق رفته بود و محمد خان او را رعايت فرموده و اظهار دولتخواهى نموده در ماه ذى قعده بازآمد و صورت اخلاص خان عرضه داشت .
ذكر قضاياى ماوراء النهر و ولادت ميرزا عبد الرحمن
ميرزا الغ بيك در اوايل محرم سنهء اربع و عشرين به هواى جانور پرانيدن عازم بخارا شد و چون شهباز خاطر همايون از نشاط شكار و پرانيدن شاهين و شانقار فراغت يافت موكب منصور به دستور معهود در ظاهر بلدهء فاخر قشلاق فرموده و جمعى ايلچيان از جانب ولايت تبت رسيده ميرزا الغ بيك همه را رعايت فرمود و اجازت مراجعت نمود و حضرت وهاب بىمنّت و فياض بىضنت جناب الغ بيك را فرزند سعادتمند ارزانى داشت و هشتم محرم جهان به نور حضور او مشرف شد و موجب نشاط و سبب انبساط آمد و نام همايون ميرزا عبد الرحمن معين شد .
بيت
به فرزانه فرزند شد سربلند * كه فرخ بود گوهر ارجمند