تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
بيت
به نوك سنان و به تير خدنگ * ربودند از روى خورشيد رنگ
و از جوانغار امير علاء الدين عليكاى كوكلتاش و امير جلال الدين فيروز شاه و امير فرمان شيخ جاى خود نگاه داشته دست راست مخالف بر ايشان حمله كرد و امير بوته و خواجه محمد مشرف سمنانى و جمعى را كه در سالارى دستى نداشتند پيش راندند . تراكمه آن گوشه را مفت دانسته تنى چند به درجهء شهادت رسانيدند و خواجه محمد نيز بساط زندگى طى كرد . بيت
چنين است تا بوده گردان سپهر * كه بانوش زهر است و با كينه مهر
از صدمات و حملات نزديك بود كه تراكمه گوى ظفر به چوگان تصرّف به هوگاه ( ؟ ) مقصود رسانند و چند قطار شتر رانده با خود فتحى تصوّر كردند . در اين حال حضرت خاقان سعيد فرمود كه در ميان ميدان خرگاه طهارت خانه زدند و به عزم اداى نماز چاشت كه مدة العمر آن حضرت وظيفه داشت از سمند عالم نورد فرود آمد و به تأنى تمام طهارت كامل ساخته در نماز شروع نمود و به كمال خضوع و خشوع نماز ادا فرمود و روى نياز بر زمين اخلاص نهاده و دست اميد به سوى آسمان گشاده از حضرت بىنياز فتح و نصرت طلبيد و چون دانست كه تير دعايش به هدف اجابت رسيد پاى دولت در ركاب سعادت درآورد و باز در مستقر قول قرار و آرام گرفت . و امير صائب‌تدبير غياث الدين شاهملك ملازم ركاب عالى بود . درين وقت صورت خوب در آيينهء انديشهء او رو نمود و به مقتضى الحرب خدعة فرمود كه نقارهء بشارتى زده آوازه درانداختند كه اميرزاده اسپند را گرفتند و شاهزاده ميرزا بايسنغر چون از تفرقهء دست چپ آگاه شد از قنبل قول به‌سان شهسوار انجم با جمعى دلاوران نامدار كه به تيغ آبدار و پيكان آشتبار دمار از دشمنان بادپيماى خاكسار برآورند عزم