تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
بيت
برآمد در آن دشت بارنده ميغ * تگرگش ز پيكان و باران ز تيغ چنين بود تا روز بيگاه گشت * ز شب دامن روز كوتاه گشت
حضرت خاقان سعيد در ميدان فرود آمد و فرمود كه پيش لشكر جر كنند و بهادران شب همه شب پاس دارند . نظم
رقيبان لشكر به آيين پاس * نگهبان‌تر از انجم ره‌شناس
روز ديگر كه صبح عالم‌آراى از افق مشرق طالع شد و آثار طليعهء سحر در اقطار جهان منتشر گشت و شاه انجم سپر شنگرفى از افق سيمابى برآورد و تاج گوهرنگار از تيغ كوهسار نمود و رايات لعل پيكر از طرف شرق برافراخت و پرچم شب از روى بيرق روز برگرفت . حضرت خاقان سعيد كه ماه از آفتاب طلعت او فروغ يافت و آفتاب از پرتو راى او روشنى پذيرفت . فرمان فرمود كه سپاه نصرت‌پناه به عزم رزم و پيكار سوار شدند . بيت
سحرگه به هنگام بانگ خروس * نهادند بر كوههء پيل كوس شهنشه به اسب اندر آورد پاى * بجنبيد چون باد لشكر ز جاى
و لشكر قيامت اثر كه جبال از هيبت آن مىگداخت و آسمان از صلابت آن سپر خورشيد مىانداخت . قطعه
گردون اثر زمانه تهور اجل نهيب * انجم عدو ملائكه نصرت قضا توان