اسبان بر آن مىدوانيدند تا اسبان بر آن صورت رام شوند .
فى الجمله بهادران جانبين و مبارزان طرفين در طرد و چالش و ناورد و نالش آمدند . آواز طبل و نعرهء كوس و صداى كرّناى چون رعد و برق در جوش و خروش آمدند .
بيت
ز آواز و غلغل جهان جوش كرد * ز كوكب فلك پنبه در گوش كرد
و از سحاب كمانها باران سهام باران شد و تيغها چون صاعقهء بارقه رخشان گشت .
بيت
برآمد يكى ابر زنگارگون * فروريخت از ديده درياى خون
در آن سيل كازپاى شد تا به فرق * يكى ماند كشته يكى گشته غرق
پردلان آثار مردانگى مىساختند و در ميدان شجاعت جان در ورطهء هلاك مىانداختند . سپر با سر سروران سختروئى پيش آورد و تيغها با گردن گردنان زبان سرزنش دراز كرد و از طرفين حملههاى تند كرده هردو گروه چون كوه آهن ثابتقدم و پاىبرجاى بودند .
بيت
ز هرسو نمودند هوش و درنگ * كه سرعت پشيمانى آرد به جنگ
آن روز از آن زمان كه سلطان شرقى انتساب آفتاب از افق چين طالع شد تا آن هنگام كه در ظلام شام غارب گشت خون از تيغ چون باران از ميغ مىباريد .