تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
مخصوص و ممتاز شد . مصرع
دست مدار از كمر مقبلان

ذكر محاربهء حضرت خاقان سعيد با اولاد امير قرايوسف و انهزام تراكمه

در اين اثنا كه موكب ظفرلوا عازم تبريز شد به سمع جلال پيوست كه پسران امير قرايوسف اميرزاده اسكندر و اميرزاده اسپند با لشكرى فزون از چون و چند عازم آذربايجان شده‌اند و نزديك اخلاط و عادل جوز رسيدند . امرا و اعيان به اتفاق امير قراعثمان كه در آن ولا از اميرزاده اسكندر روگردان شده بود عرضه داشتند كه تا اتباع امير قرايوسف را استيصال كلى نشود امور اين مملكت انتظام نمىگيرد و احوال اختلال خاص و عام التيام نمىپذيرد . حضرت خاقان سعيد سخن امير قراعثمان و ساير دولتخواهان به سمع رضا اصغا نمود و از شهرنو به طرف ارجيش معاودت فرمود . امير الياس خواجه و امير قراعثمان را به طريق منغلاى به جانب عادل جوز روان داشت و رايات همايون به صوب ارجيش برافراشت و دوازدهم رجب به بندماهى و روز ديگر به ارجيش رسيد . و از جانب ميرزا ابراهيم سلطان و امير شاهملك قاصد آمده به عرض رسانيد كه قوت دولت آن حضرت عليكا جالق و سيد احمد ديزك را گريزانيد و پسر عليكا را گرفته ايل و الوس او را زيروزبر گردانيد و چهاردهم ماه جمعى آغايان از جانب دار السلطنهء هرات رسيدند و در پرده‌سراى عصمت و عفت محرم حرم گرديدند و شانزدهم زين الدين عبد الحميد به رسم رسالت از مكهء معظمه از پيش والى آن امير حسن عجلان * رسيد و شرح اخلاص اكابر آن مقام بزرگ به عرض رسانيد و امير محمد خواجهء چهره كه با امراى منغلاى رفته بود با قراول اميرزاده اسكندر جنگ كرده غالب آمد و دو كس را گرفته پيش حضرت آورد و ميرزا ابراهيم سلطان و امير شاهملك كه به حرب عليكا جالق و سيد احمد رفته بودند مظفر و منصور با غنايم