نامحصور بازآمدند و اولاد امير قرايوسف چند نوبت ايلچيان فرستاده سخن صلح به وسيلهء امراى عظام به موقف عرض رسيد . اما به جايى نرسيد .
و آن حضرت عزم رزم تركمان جزم فرمود و هرروز به جانب ايشان كوچ مىفرمود تا روز دوشنبه بيست و هفتم رجب المرجّب كه عش رجبا تر عجبا اردوى همايون به موضع قروق قورقاق فرود آمد و لشكر تركمان در حدود الشكرد و به موضعى كه يخشى گويند آغروق نشانده و جركنده يورت خود را استحكام دادند و چون سدّ سكندر ايستاده .
بيت
شده غرق آهن ز سر تا به پاى * همه كوه كوبان پولادخاى
و چند هزار سوار نامدار نيزه گذار قريب دو فرسنگ از اغروق خود پيشتر آمدند و صف جنگ برآراست و از اين طرف حضرت خاقان سعيد به توفيق ربّانى و تأييد آسمانى آداب لشكركشى و اسباب سپهآرايى ترتيب داده ميمنه و ميسره به شاهزادگان نامدار و نويينان كامكار و شيران جنگجوى و دليران تندخوى آراسته شد و چند زنجير فيل هريك به ضخامت كوه ثقيل در پيش قلب لشكر با جمعى تيراندازان بر پشت فيلان
بيت
به پشت زنده فيلان برنشسته ناوكاندازان * چو عفريتان آتشباز بر تلهاى خاكستر
بازداشتند و تركمانان را انديشهء فيلان هراسان داشت كه اسبان ايشان هرگز فيل نديده بودند و تدبير انديشيده گاوان به قوت را جوالهاى كاه بار مىكردند و بيلاسها و چوبها مشابه و مانند فيل مىساختند و بعضى فيل مجسم از گل ساخته بودند و آن را بر گستوان پوشيده مردان مسلح بر آن سلحشورى مىكردند و تركمانان