تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
آمده عاقبت به علم اليقين دانستند كه اگر از تيغ شاه جهان امان نجويند امكان تدارك نماند . ياراحمد از روى عجز و اضطرار بيت
تيغ و كفن گرفته فدا كرد جان خويش * آمد برون ز قلعه و بگذاشت كارزار
شاهزادهء عالىجناب رقم عفو بر جريدهء جريمهء او كشيد . او را ايمن ساخت و بعد از تسخير قلعه عازم اردوى اعلى شد . مصرع
فتوح سوى يمين و سعود سوى يسار
و اواخر ربيع الأول در منزل حسن‌خانى به شرف ملازمت حضرت خاقان سعيد استسعاد يافت . روز ديگر ياراحمد را سربرهنه و دست و گردن بسته پيش آوردند . بيت
سرى كه گردن از امرت كشيد گردونش * بر آستان تو اكنون كشان‌كشان آورد
و آن حضرت بر حال ياراحمد مرحمت فرمود و در عتاب او زيادت از اين نفرمود كه خود را بىاعتماد كردى و خون او را بخشيده به امير چهارشنبه سپرد . و اردوى اعلى از منزل حسن‌خانى به موضع كتمهء غياثى آمد و آن‌جا نوكر امير على نبيرهء امير طهرتن از جانب ارزنجان آمده پيشكشها گذرانيد و صورت دولتخواهى به عرض رسانيد و غرهء جمادى الأولى نوكر ايوانى حاكم گرجستان رسيده اظهار انقياد كرد . و روز ديگر در كنار آب‌بندى ايلچى الكسندر از گرجستان آمد و قاصد امير شاهملك عرضه داشت آورد كه عليكاى جالق و سيد احمد ديزك ياغى شدند و امير قراعثمان با اميرزادهء اسكندر جنگ كرده * و امير عثمان انهزام يافته و امير شمس الدين نوكر امير جاكو كه مدتها در طرف ارزنجان و كماخ مانده بود به شرف بساطبوس