تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
حصار و زلل در كار ايشان افتاد . لشكر ظفر شعار در صدمهء اولى طامهء كبرى به ايشان نمودند و در مقدمه نوكران ميرزا محمد جوكى بر بالاى آن قلعهء منيع و ذروهء آن كوه رفيع مكابرة بررفتند و مضمون
يَوْمَ تَمُورُ السَّماءُ مَوْراً وَ تَسِيرُ الْجِبالُ سَيْراً
« 89 » نقد وقت شد و جمعى كه بر پشت دروازه بودند زخمدار و افگار فغان الأمان برآوردند و پيش از آن‌كه اهل قلعه را ايمن سازند ، بعضى بهادران كه بر بالاى كوه رفته بودند خود را در قلعه انداختند و انوار ظفر از صفحهء خنجر پرگوهر پيدا شد و چنين حصنى كه تسخير آن در سر ملوك گذشته نگذشته و هواى فتح آن در ضمير سلاطين رفته نيامده قهرا و قسرا به ضرب تيغ يلان سپه‌شكن صف‌آراى و زخم پيكان گردان‌عدو بند قلعه‌گشاى از اول بامداد تا آخر نماز پيشين به امداد فضل الهى مفتوح شد . قطعه
فتح و ظفر به جوهر تيغ تو قائمند * نى نى كه تيغ تو همه فتحى مجسم است نوك سنانت بر ورق نصرت و ظفر * حرفى است كاندر و همه آفاق مدغم است
حضرت خاقان سعيد بر تيسير اين فتح همايون شكر حضرت پروردگار به جا آورد و سپاه نصرت شعار غنايم بسيار گرفت و موكب آفتاب اشراق بر سمت ييلاق الاطاق كه در فصل تابستان هواى زمستان دارد روان شد و بيست و هفتم جمادى الأولى در دامن زرنجى فرود آمد . مصرع
به عزّ دولت آن‌جا ساخت منزل
هامش
( 89 ) . سورة الطور 10 ، 9 .