رعايت مىداشت و چون بزرگ شد او را نكاح كرده از خواتين به مزيد حرمت گذراند و چون امير يوسف به عالم بقا رحلت نمود و موكب همايون در قراباغ قشلاق فرمود ، آن كريمه به اردوى اعلى آمده به نواخت پادشاهانه سرافراز شد و شاهزاده خليل اللّه چون به صدق نيت و صفاى عقيدت ملازم ركاب همايون بود آن حضرت خواست كه او را به نوعى تربيت فرمايد كه حسن عنايت دربارهء او به خوبتر وجهى روى نمايد . بنابرآن ، آن گوهر درج سلطنت را نامزد او فرمود . امير خليل اللّه به ساختگى طوى اشتغال نمود و والدهء او از شروان با تجملات فراوان كه مناسب چنان كارى بزرگ باشد به اردوى اعلى آمد و اسباب طوى ترتيب داده ائمه و قضات را حاضر ساختند و آن درة التاج پادشاهى را با امير خليل اللّه اواخر ربيع الأول ، انعقاد شرعى حاصل آمد و در منزل قراقومك
بيت
آسمان ساخت در آفاق يكى سور و چه سور * كه از آن سور شد اطراف ممالك مسرور
اسباب عيش و عشرت ساخته و بزم خرمى به خوبتر صورتى پرداخته شد و چند روز طويهاى پادشاهانه كردند و امير خليل اللّه را نهال اقبال و كامرانى دربر آمده به تجديد شروان شاه ثانى شد و خاص و عام و نزديك و دور خرم و مسرور گشتند .
ذكر عصيان ياراحمد قرامان و گرفتارى او و فتح قلعهء اسفرزن
امرا در منزل قراقومك به موقف عرض رسانيدند كه ياراحمد قرامان آثار عصيان ظاهر ساخته نوكران امرا را كه در ولايت گنجه و بردع بودند غارت كرده . راى عالى بر آن قرار يافت كه شاهزادهء اعظم ميرزا بايسنغر همت عالى به تدارك آن مهم