تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
بيت
دهان او فلك از آفتاب پر زر كرد * بدين بشارت خوش صبح چون زبان بگشاد
ساعتى كه سعود آسمانى به آن تولا نمود و طالعى كه مشترى از آن استفادت سعادت فرمود ، زهره به نواى روح‌افزا پير صاحب‌تمكين كيوان را در رقص و حالت آورده و بهرام به صاحب طالعى شرف سعد اكبر يافته عطارد به اصطرلاب آفتاب ارتفاع وقت گرفته و به دوات سيمين ماه و كلك زرين شهاب زايچهء طالع همايون به جدول صبح و شنگرف شفق بر اوراق افلاك كشيد . حضرت خاقان سعيد و جناب شاهزادهء جوان‌بخت ميرزا بايسنغر را از طلعت قرة العين نور ديده فزود و صورت دلخواه در آيينهء مراد روى نمود . اميد به فضل الهى واثق است كه به اعلى مدارج پادشاهى ارتفاع خواهد فرمود . للّه الحمد كه نقشى كه در آيينهء خيال آمده بود همان بعينه جمال نمود .

ذكر احوال امير سيد فخر الدين وزير و مآل حال او

در اين سال ، به حسب اقتضاى قضاى آسمانى و حكم تقدير يزدانى رنگى از خم روزگار آشكارا شد و نقشى از كعبتين فلك روى نمود كه از اول عهد جهان الى يومنا هذا در نظر مورخان و قلم محرران نيامد . بنابرآن شرح آن بر قلم آمده تا اصحاب خبرت به چشم عبرت و ديدهء بصيرت در احوال روزگار و اوراق ليل و نهار نظر كنند و به دولت فانى مغرور نشوند . مصرع
ده‌روزه مهر گردون افسانه است و افسون
و تفصيل اين سخن آن است كه چون ميرزا بايسنغر مسند ديوان را مشرف ساخت ، امير سيد فخر الدين به انفراد صاحب‌ديوان بود و در اخذ و ردّ و حلّ و عقد
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 239 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى