در وقتى كه حضرت خاقان سعيد از جانب مملكت فارس به خراسان رسيد ايلچيان نقش جهان پسر شمع جهان از طرف مغولستان آمده بيلاكات و تنسوقات آن ولايات آورده اظهار انقياد نمودند و آن حضرت ايلچيان را به مواهب انعام نواخته و اسباب مصادقت محكم ساخته رخصت عود فرمود .
و از جانب ولايت اوزبك ، پسران خواجه لاق گريخته آمدند و عرضه داشتند كه ولايت اوزبك بههم برآمده .
ذكر مخالفت نوكران ميرزا قيدو با او
حضرت خاقان سعيد در آن زمان كه ممالك قندهار و افغانستان تا حدود هندوستان سيورغال ميرزا قيدو بهادر فرمود ، امير بهلول برلاس را به ضبط مصالح آن ممالك ملازم او تعيين فرمود و اين بهلول در وقت مخالفت امير شيخ نور الدين با او موافق بود و چون شيخ نور الدين مغلوب شد امير بهلول را پيش آن حضرت آوردند . از كمال مرحمت از سر گناه او گذشته او را ملازم ميرزا قيدو ساخت . بنابر آنكه در زمان حضرت صاحبقران پدر او ملازم ميرزا پيرمحمد بود ، بهلول برلاس امير الأمراى قيدو شده مستى حكومت او را بر نسيان حقوق داشت و تربيت او را نابوده انگاشت و طريق وفا و مردمى را پشتپا زده دست در دامن بىباكى محكم ساخت و سر از گريبان تسلط برآورده جمعى را چون حسن اختاچى و لقمانقرا و عثمان على با خود موافق ساخته عهد بستند كه ميرزا قيدو را از ميان بردارند و ميرزا سنجر برادر او را به جاى او نصب كنند . ميرزا قيدو آگاه شد . از ميان ايشان كناره گرفت و صورت حال عرضه داشت آن حضرت نمود . حضرت اعلى امير نوشيروان و جمعى قوچينان را با دو هزار سوار نامزد آن طرف كرده فرمود كه ميرزا قيدو را به مقر عزّ او رسانند و مخالفان او را آواره گردانند . نوكران قديمى ميرزا پيرمحمد كه در ميان ياغيان بودند ، چون آوازهء سپاه نصرت پناه شنودند از نمكحرامان برگشته ميل ولىنعمت نمودند و ميرزا قيدو به لشكر مستظهر شده چون آفتاب تيغ جهانگشاى گشادهروى به مخالفان