تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
آورد و اعدا تاب مقاومت نياورده ذره‌وار متفرق و پريشان شدند و ميرزا قيدو مظفر و منصور به تخت بخت خود رسيد و بهلول برلاس و حسن اختاچى اعتماد بر كرم آن حضرت نموده عازم خراسان گشته و امرا را شفيع ساخته به گناه اعتراف نمودند . آن حضرت رقم عفو بر جريدهء جريمهء ايشان كشيد و از آن درگذشت . مصرع
گناه را كرم او به از هزار شفيع
اگرچه ملامت فرمود موأخذه نفرمود . در اين اثنا ، ايلچى خضر خان از جانب تختگاه هندوستان دهلى رسيد و به اتفاق فرستادهء آن حضرت كه بعد از فتح ممالك فارس به آن طرف رفته بود و همراه ايلچى بازآمده پيشكشهايى پادشاهانه به عرض رسانيد و عرضه داشت كه ميرزا قيدو قاصد فرستاده كه در ممالك هندوستان خطبه و سكه به نام او كنند و ما موقوف اشارت آن حضرتيم و التماس نمود كه چون اكثر ولايات هندوستان تابع فرمان خضر خان است اگر در خطبه از براى تسكين فتنه نام او برند نواب حضرت حاكمند . آن حضرت ايلچى را رعايت نموده و ايلچى ديگر همراه ساخته فرمود كه در خطبه اولا ذكر القاب حضرت شاهرخى كنند و آخرا نام خضر خان برند . * برين فرموده ايلچيان عزيمت نمودند .

ذكر فرستادن ميرزا سيورغتمش به طرف بدخشان

شاه نيكپى شاه از طرف بدخشان چهاردهم ربيع الأول به دار السلطنهء هرات آمد و بر درگاه جهان‌پناه از برادران و قرابتان شكايت كرد و شرح آن حكايت كه شاه بهاء الدين براى اداى مال بدخشان ايلچى طلبيده بود و باز تمرد نمود و لشكر منصور قصد او كرده او پناه به كوههاى سخت برده به تفصيل گزارش يافت و امرا كه در بدخشان به طلب شاه بهاء الدين هرسو شتافتند و از او اثر و نشان نيافتند مملكت بدخشان به شاه محمود برادر شاه بهاء الدين دادند . شاه بهاء الدين به ولايت مغول
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 237 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى