رفته و از آنجا مأيوس بازآمده باوجود اين حركات اعتماد بر كرم آن حضرت كرده به هرات آمد و احوال اختلال بدخشان بازنمود . خاطر خطير آن حضرت كه عكسپذير انوار تقدير است ضبط و دارايى آن مملكت را به فرزند سعادتمند ميرزا سيورغتمش بهادر عنايت فرموده و عنان اوامر و نواهى آن نواحى را به كف كفايت و قبضهء درايت نواب او تفويض نمود و جناب شاهزاده اوايل جمادى الأخرى با لشكر عازم آن طرف شد و آن ولايت به يمن قدوم او زينتى تازه و رتبتى بىاندازه يافت و ساكنان آن ولايت آسوده شدند .
و امير سلطان احمد هلال به موجب فرموده عزيمت آن طرف نموده شاه بهاء الدين هم اجازت يافت .
وقايع سنهء عشرين و ثمانمايه ولادت شاهزاده ركن الدين ميرزا علاء الدوله
طالع عالم مبارك شد به ميمون اخترى * گرد نان مملكت را دوش پيدا شد سرى
كواكب مراد از افق عنايات الهى طلوع كرد و نجوم كامرانى از سطح تأييد ربانى برآمد . كيوان ايوان پادشاهى روى به خانهء شرف آورد و برجيس سپهر سلطنت به اوج كمال پيوست يعنى ولادت با سعادت شاهزاده ركن الدين ميرزا علاء الدوله بن ميرزا بايسنغر شب پنجشنبه غرهء جمادى الاولى وقوع يافت .
بيت
طلوع كرد به تأييد حق ز برج جلال * بر آسمان شهى اخترى همايونفال
خورشيد روشنضمير سواد آن شب را چون سرمه در چشم كشيد و به آن نيل عارض دلفروز روز را بياراست . گردون خوشهء قيمتى پروين بر طبق عرض نهاده سفيدهدم درست مغربى را به رسم نثار پيش آورد .