تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
بيت
تو سروى به سوى چمن آمدى * سوى خانهء خويشتن آمدى
و امير بسطام را اطلاق نموده تربيت فرمود و ميرزا سعد وقاص ميل اقامت نموده امير قرايوسف اخى فرج پسر امير بسطام را نامزد قم فرمود و او متوجه شد كه حرم شاهزاده را به آذربايجان برد و نزديك قم رسيد . آغابيگى بنت ميرزا ميرانشاه حرم محترم ميرزا سعد وقاص زنى عاقلهء عالىهمت بود . در آن حال با خود گفت سعد وقاص غلطى كرد . اگر ما در آن مملكت بيگانه افتيم بيت
ز دشمن نيايد بجز دشمنى * به فرجام هرچند نيكى كنى
لحظه فلحظه شايد قصد او كنند . بعد از آن حال ما در ميان تركمان چون باشد . از آن‌جا كه كمال تدبير و بعد غور و مكر او بود ، نوكران خود را مكمل ساخت و چون تراكمه رسيدند همه را گرفتند با تمور شيخ و قتلق خواجه و شيخعلى زنده كه محرك ميرزا سعد وقاص به جانب ياغى بودند به قتل آورد و سرهاى آن نامردان را آن شيرزن همراه نوكر خود شيرزاد پيش حضرت خاقان سعيد فرستاد و شرح واقعه اعلام داد . آن حضرت بدين مردانگى او را تحسين فراوان فرمود . شعر
و لو كان النساء به مثل هذا * لفضّلت النّساء على الرجال
مصرع
باوجود او بود تأنيث خورشيد افتخار
و شيرزاد را رعايت نمود و شيرعلى نوكر ميرزا رستم را با او همراه كرده با استمالت‌نامه‌اى به طرف قم روان فرمود .