تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤

فرستادن استمالت‌نامه به جانب ميرزا اميرك احمد بن ميرزا عمر شيخ

ميرزا احمد اميرك چون در حوالى اندگان ، امير موسى كا و محمد تابان و على قوچين را به قتل آورد و چنانچه مذكور شد ، از ميرزا الغ بيك ترسيده عزم كاشغر نمود كه به مغولستان پيش محمد خان رود و حضرت خاقان سعيد خبر عزيمت او را شنيده توكل نوكر او را با استمالت‌نامه‌اى به خدمتش فرستاد . مضمون آن‌كه : اطال اللّه تعالى بقاؤه فى خلود السعادات الأبديه و حصول المرادات السّرمدية . وفور سلام و صنوف تحايا كه نسايم آن از مهب فيض اشفاق باشد و به رياض نفحات حفادت گذرد ، مزين به زينت مهربانى و محلّى به حليهء تعطف جاودانى تأمل نمايد و همگى خاطر عاطر و جملگى ضمير منير متعلق احوال شناسد . اشتياق و آرزومندى به ملاقات عزيز فرزندى فوق الحد تصور كند . توفيق ذوق تلاقى مقدر باد . شانزدهم ربيع الأول از دار السلطنهء هرات نفاذ مىيابد در حالتى كه شكر مواهب يزدانى واجب است للّه الحمد و المنه . چنين استماع مىرود كه ميان او و فرزند الغ بيك به مجرد سخنان نامعتبر اهل فساد صورتى كه متضمن تشويش بلاد و عباد باشد روى نموده و اين خبر در مملكت عراق به ما رسيد و به سبب بعد مسافت به تدارك آن نپرداختيم و چون به دار السلطنهء هرات رسيديم شنيديم كه آن فرزند عازم مغولستان است . به غايت بعيد و بديع نمود . چه كمال اهتمام اين‌جانب نسبت با برادران و فرزندان من المهد الى العهد معلوم دارد . وثوق كامل و اعتقاد شامل آن‌كه از سر استظهار تمام متوجه شود تا بناى پدر فرزندى كالجبال الرّاسيات ثابت باشد . اين صورت از روى رعايت صلهء رحم و راه مسلمانى و غم‌خوارى مسلمانان رفع افتاد . از تكلف و تصلّف و حمل بر شائبهء مكر و حقد عارى است . جمعى كه ملازم‌اند شايد متوهم شده آن فرزند را مانع آيند كه حركات ناشايست از ايشان اختيارا و اضطرارا صادر شده مجموع را
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 214 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى