ايمن سازد كه ما جريمهء همه را عفو فرموديم . الماضى لا يذكر حقّا ثم حقّا كه همه را در پناه رأفت ماوايى خواهيم داد و التوفيق من اللّه المنّان .
مصرع
عمرت چو نتيجهء خرد باقى باد
ذكر آمدن ايلچى قرايوسف و خبر وفات ميرزا ايجل
امير قرايوسف ، آخر محرّم ، از خواص خود امير مردانشاه نام كه در سخنگزارى مشهور خاص و عام بود ارسال نمود و فرستاده چون به شرف بساطبوس مشرف گرديد ، مكتوبى به وسيلهء امراى عظام به عرض رسانيد مضمون آنكه اگر آن حضرت قلعهء سلطانيه را به اينجانب ارزانى دارند آنچه وظيفهء دولتخواهى باشد به جا آرم . حضرت خاقان سعيد فرمود كه نشان صدق آن خواهد بود كه ايلچيان آمدوشد نموده پسر خود را پيش ما فرستد . هرگاه چنين كند ما سلطانى آن ديار تا به قلعهء سلطانيه چه رسد به دو ارزانى داريم و ايلچى را رعايت نموده اجازت مراجعت فرمود .
و در اين اثنا خبر آمد كه ميرزا ايجل را كه آن حضرت بعد از فتح ممالك عراق و فارس به حكومت مملكت رى فرستاده بود - چنانچه گفته آمد - شاهزاده چند روز در آن ملك به عيش گذرانيده روزگار جفاكار و سپهر بىمهر حسد برد و مرضى مهلك روى نموده مرغ روحش از تنگناى قفس قالب مظلم قصد پرواز عالم علوى كرد و وديعت حيات را اواخر محرم به متقاضى اجل سپرد .
بيت
دريغا كه آن شاه مقبل نماند * دريغا كه شهزاده ايجل نماند
حضرت خاقان سعيد بر وفات ميرزا ايجل تأسف بسيار نمود و اميرزا ايلنگير را بهجاى او مقرر فرمود و امير يوسف خواجه و امير قناشيرين و امير عجبشير