تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
و آن حضرت در اين تاريخ فرمود كه همان حصار قديمى كه بر روى خاك به خشت خام بود به سنگ و آهك و گچ و آجر قلعه‌اى ساختند كه بر بسيط خاك بنايى بدان حصانت و اساسى بدان رصانت در هيچ مملكت به تكلفتر از آن نپرداختند . بيت
حصنى حجرش جواهر پاك * اصلش چو ستون زمين افلاك
چند بيت در صفت قلعه و تاريخ عمارت كه بعضى از آن به كاشى بر كتابهء قلعهء مبارك نوشته‌اند ثبت افتاد : قطعه *
نهادند بنياد اين حصن عالى * به ميمون زمان و به فرخنده اختر ربيع دوم ضاد وى ح ز هجرت * كه رفته ز بطحا به يثرب پيمبر به وضعى نهادند اول هرى را * كه شد پنج دروازه در وى مقرّر همان پنج در پنج برج حصارش * ببين و بدان جمله در ضرب بشمر دليل ثبات بنايش بدانى * اگر خرده‌دانى در اين نيك بنگر زيادت شود اصل و فانى نگردد * كه داير بود آن عدو تا به محشر مهندس نهاده درون و برونش * قصورى مقرنس بروجى مدور ز روى لطافت چو ايوان كسرى * ز راه حصانت چو سدّ سكندر بناى كمالش چو ايوان كيوان * به زلزال دوران نگردد مبّتر سراپاى او جمله زيب است و زينت * زواياى او جمله زر است و گوهر نهادش چو جان است در جسم اركان * سوادش چو نور است در چشم اختر
و الحمد للّه على حسن الأختتام .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 213 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى