تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
شرايط زيارت و آداب آن مقام به‌جا آورد و چند روز در صحارى دشت خاوران به عزم شكار سوار شد و كلنگ بسيار به چنگل چرغ و شاهين و شنغار افگار و گرفتار گشت . و بعد از فراغت از شكار ، راى اصابت شعار شاهزادهء جوانبخت ميرزا الغ بيك را اجازت معاودت به ماوراء النهر ارزانى داشت و امراى اطراف مثل امير بسطام جاگير و تاج الدولهء رستمدارى و ديگران را رخصت مراجعت داد و در اواخر ذى الحجه سنهء سبع عشر ، جناب ميرزا بايسنغر بهادر عزم ولاياتى نمود كه به تجديد مفوض ديوان او شده بود و جهت استمالت خواطر و مصالح اكابر و اصاغر بر آن بلاد گذرى فرمود و اهالى و اعالى قدوم موكب عالى را كه سبب آسايش و آرامش آن بلاد است مراسم استقبال و شرايط تعظيم و اجلال به جا آوردند و شاهزاده هراختلال كه به احوال آن بلاد راه يافته بود به انواع رعايت و عنايت اصلاح فرمود و چند روز به صيد افكندن و جانور پرانيدن اشتغال فرمود . بيت
هرجانور كه از سر دستش گشاد يافت * مرغان چرخ را همگى تارومار كرد
و بعد از چندگاه به بارگاه سلاطين‌پناه بازآمد . و حضرت خاقان سعيد به صوب ولايت بادغيس عزيمت فرمود و اوايل محرم امرا كه در طرف خوارزم بودند به اردوى اعلى رسيدند و به عرض رسانيدند كه احوال آن ديار به حسن تدبير نويين كامكار امير شاه ملك قرار يافت و امير حسن كا كه به رسم رسالت پيش امير قرايوسف رفته بود بازآمده احوال آن ممالك عرضه داشت نمود و اواسط محرم ، امير شاه ملك به موكب همايون پيوست و در اين ايام در خراسان چندان باران آمد كه عمارات ويران شده اكثر قنوات انباشته گشت و اواسط صفر خبر وفات دندى سلطان دختر سلطان اويس از جانب شوشتر رسيد و آن حضرت امير توكل برلاس را به جانب فارس پيش ميرزا ابراهيم سلطان فرستاد و رايات