تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
در اين اثنا ، ناگاه سيصد سوار پوشيده از دروازهء برانغار بيرون آمده آهنگ جنگ كردند . امير الياس خواجه در برابر آمده بسيار به قتل آورد و باقى مقهور و مقسور به شهر گريختند . اما امير الياس خواجه را زخم رسيد . حضرت خاقان سعيد فرمود كه ديوارهاى حصار به طناب پيموده بر امرا بخش كردند چنانچه كسى بىخبر از شهر بيرون نتواند آمد . چهاردهم ربيع الأول لشكرهاى جهان ، تومان‌تومان و قشون‌قشون پيرامون شهر فروگرفتند .

ذكر فتح دار الملك شيراز و شرح آن

چون خبر موكب همايون حضرت خاقان سعيد به دار الملك شيراز رسيد ، كلويان و كلانتران به اتفاق شيخ محمد سارق كه داروغهء ميرزا اسكندر بود فكر عاقلانه كرده گفتند شك نيست كه آن حضرت اصفهان را فتح خواهد فرمود و ما را استدعا خواهد نمود . اگر پيشتر كسان فرستاده صورت دولتخواهى عرضه داريم خدمتى به جا آورده باشيم . بر اين اتفاق ، پسر ميرزا اسكندر و پسران امير عبد الصمد و شيخ يساول و يوسف قورچى و داراب را كه جماعت معتمد ميرزا اسكندر بودند گرفتند و خطبه و سكه به نام و القاب همايون آراسته تحف و هدايا به درگاه عالم‌پناه فرستادند . حضرت خاقان سعيد بكنه‌بخشى و لطف اللّه بايان‌تمور را به ضبط اموال و حكومت آن مملكت تعيين نمود و امير حسن صوفى و امير جلبانشاه برلاس را جهت آوردن پسر ميرزا اسكندر و پسران امير عبد الصمد روان فرمود . در اين ولا ، سلطانشاه چهره كه معتمد ميرزا اسكندر بود و ضبط برجى معتبر مىنمود ، نوكرانش نمك‌به‌حرامى كرده او را كشتند و به اردوى اعلى آمدند و هر روز و هرزمان نقصان به اصفهانيان رسيده قوت لشكر منصور زيادت مىشد . اصفهانيان لاف جلادت زده بيرون مىآمدند و مبارزان دلاور پيش مىرفتند . اول به سر تير يكديگر را نگاه مىداشتند و تير و كمان گذاشته تيغ و سنان برمىداشتند و ريش و گريبان گرفته سر مويى در جنگ فرونمىگذاشتند . تا مدت محاصره به