بيت
لشكرى بحر سيل و موج شكوه * ثابت و پايدار همچون كوه
همه بهرامطبع و كيوانهوش * همه پولادترك و آهنپوش
از شهر بيرون آمدند و ندانستند كه
بيت
هركه را بخت رهبرى نكند * كوشش و جهد ياورى نكند
حضرت خاقان سعيد فرمود كه گورگاى جنگ كوفته و دلاورانى چون قضا نافذ عزم بر باد پايانى چون عمر سبكرو روى به قهر اهل شهر آوردند .
بيت
به حكم شهنشاه گردون شكوه * بجوشيد لشكر چو دريا و كوه
چون صفهاى طرفين و لشكرهاى جانبين راست شد ، ميرزا اسكندر صولت و صدمت لشكر منصور ديده دانست كه تاب مقاومت نمىآرد . سرداران عراق و گردنكشان فارس يراق و اتفاق كرده
مصرع
بجز پشت دادن نديدند روى
وَلَّوْا عَلى أَدْبارِهِمْ نُفُوراً
« 69 » برخوانده روى برتافتند و لشكر منصور در قفاى هزيمتيان شتافتند . خلقى بسيار به قتل آمد و ميرزا اسكندر نزديك شد كه به دست آيد . به هزار حيله به اصفهان درآمد و موكب منصور به ظاهر اصفهان فرود آمد و در آن مقام شيخ وردى از قلعهء شهريار و بايزيد پسر بسطام از قلعهء سلطانيه به درگاه عالمپناه آمده به عنايت سرافراز شدند .
هامش
( 69 ) . سورة الأسرى 46 .