تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
بيت
ز نعل باد پايان تكاور * زمين گفتى كه گردونى است ديگر
و چون رايات نصرت آيات سايهء همايون بر خطهء دامغان انداخت ، ايلچى امير بسطام از سلطانيه رسيد و به موقف عرض رسانيد كه بندهء خدمتكار آن حضرتم . كمر خدمت بر ميان و حلقهء بندگى در گوش ، منتظر فرمان . مصرع
به هرچه حكم كنى نافذ است فرمانت
چون صيت نهضت همايون استماع نمودم ، ارادت آن بود كه به رسم اقامت خدمت زمين بوسيدمى ، فامّا موانع روزگار بر خاطر نوّاب معدلت شعار واضح باشد . اگر اعلام فرخنده اعلام عزم اين‌جانب نمايند ، ملتمس از نواب كامياب آن‌كه پيشتر شرف اعلام ارزانى فرمايند تا حسب المقدور ما يحتاج خدام سرانجام نمايد و تغار لشكريان و نعل اسبان به عزّ قبول مقبول آيد . بيت
كسى كه عزّ قبول تو يافت در عالم * به چشم همت او ملك رى نمايد خوار
گوش هوش به استماع اخبار آن طرف نهاده دل‌وجان به امتثال فرمان داده . بيت
همه چشميم تا پديد آيى * همه گوشيم تا چه فرمايى
آن حضرت ايلچى امير بسطام را تربيت فرموده نوكرى همراه او فرستاد و پيغام داد كه بر نيكو بندگى او اطلاع يافتيم . بايد كه قلعه را استحكام داده پسر يا برادر خود را به اردوى همايون فرستد .