امير ديوان و صدر قاضى . چون خبر لشكر محقق شد ، اعيان ملك جمع آمده مشورت كردند . اكثر صلاح در صلح مىديدند و بعضى به راه جلا مىرفتند و باقى جنگ و كارزار اختيار مىكردند . در اين اثنا ، امير عليكا ايلچى فرستاده استمالت گونهاى داد و صلحجويان ساورى بيرون فرستادند و اكثر مردم خوارزم دل بر صلح نهادند .
نوكران امير سيد على ترخان و امير الياس خواجه به طرفى رفته بودند و جمعى را كشته و اسير گرفته . خوارزميان متوهم شدند و جمعى كه مايل جنگ بودند جرأت نمودند و غلبهء تمام از خاص و عام بيرون آمده جنگ درپيوست و چون سخن صلح در ميان بود و لشكريان هرطرف پريشان ، خوارزميان آن روز تا شب جنگ سخت كردند و شب آوازه انداختند كه امير ايدكو و چنگيز اغلان رسيدند و نقارهء شاديانه زدند . امرا روز جرأت ايشان ديدند و شب خبر ايدكو شنيدند . هم در شب عنان به عزم مراجعت تافتند و خوارزميان در عقب آمده احمال و اثقال گرفتند .
حضرت خاقان سعيد از استماع اين خبر متغير شده فرمود كه امير سيد على ترخان و امير شاه ملك عزم رزم خوارزم نمايند و لشكر ماوراء النهر پيش ايشان آيند و آن حضرت هركه را دانست كه در آن نوبت بر رعيت ظلم كرده بود ، عتاب و خطاب فرمود و فرمود كه چون در اين كرت به توفيق الهى خوارزم مسخر شود از آن جماعت كه در آن نوبت جرأت نمودهاند ، انتقام كشند و باقى رعايا را آسيبى نرسانند .
امرا نزديك خوارزم رسيده شنيدند كه پسر امير ايدكو مردم خوارزم را خرخشهء بسيار كرده و مال بىشمار گرفته بدين بهانه كه شما طرف مخالفان داشتيد و ساورى بيرون برديد و بعضى را كشته و جمعى را مقيّد ساخته ، خوارزميان از او متنفرند و نيز شنيدهاند كه حضرت خاقان سعيد كسى را كه بر رعيت خوارزم ظلم كرده گوش و بينى بريده و بر اين جهت رعايا طبعا مايل اين طرفاند و پسر ايدكو متوهم شده به جانب پدر گريخت و امرا اين اخبار تحقيق كرده به ظاهر شهر فرود آمدند و سادات و علما و اعيان شهر با ساورى و پيشكش بيرون آمده شهر تسليم كردند و امرا مظفر و منصور به جانب خراسان و ماوراء النهر بازگشته و امير شاه ملك
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 169
مساهمون: كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
ص١٦٩