تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
مىگذاشت چنانچه با امير محمود بيشتر از پنج شش كس نماند . از دروازهء كنگان بيرون رفته امير محمود را گرفت و فوجى از لشكر ميرزا اسكندر كه به مشورت مظفر كافرنعمت در خانقاه خواجه على صفى در بيرون همين دروازه بودند از كمين غدر بيرون آمده در شهر ريختند و امير محمود را مقيد به پاى قلعه بردند . خواجه محمد را در قلعه چندان كس نبود كه به دفع ياغى قيام تواند نمود . به ضرورت بيرون آمده او را به اصفهان بردند و خواجه محمد را با برادرزاده به قتل آوردند و حكومت قم رجوع به عبد اللّه پروانچى شد و ضبط مال حسب المعاهده به مظفر مقرر گشت و ميرزا اسكندر در اين سال اصفهان را تختگاه ساخت . مصرع
اصفهان را صفاى ديگر شد

ذكر احوال مملكت آذربايجان و امير قرايوسف تركمان

امير قرايوسف اواخر سنه اربع عشر در آلاطاق ييلاق كرده اوايل سنهء خمس به دياربكر رفت و جهت پسر خود پيربداق كه او را به پادشاهى برداشته بود - چنانچه مذكور شد - طوى بزرگ ترتيب نمود و هزار گوسفند و يك صد ماديان ذبح فرمود و امرا و اعيان آذربايجان و كلانتران تركمانان را اسبان نامدار و پوستينهاى زرنگار داد و عامهء سپاه را رعايت كرد و صورت واقعه آن است كه از سرداران روزگار كه نام ايشان بر اوراق ليل و نهار نگاشته‌اند كسى لشكرى آراسته‌تر از امير قرايوسف نداشته . فى الجمله بعد از طوى متوجه بدليس شده والى آن‌جا امير شمس الدين شرايط خدمت به جا آورد و از آن‌جا به قلعهء سارد رفته جمعى به محاصرهء آن بازداشت و به ماردين آمده خزاين در قلعهء آن نهاد و كوتوالى آن به قرابها درداد و به طرف آمد و امير قراعثمان روان شد و مزروعات آمد و جرموك را چرانيده اهالى جرموك امان طلبيدند و امير قرايوسف به قرار آن‌كه هزار اسب تسليم نمايند امان داد و ايشان در ادا تعلل نموده امير يوسف به غلبه قلعه را مسخر ساخت و قتل عظيم شد و