خوارزم آمده و يراق كرده به جانب الوس رفت و در موضع سام كه ده روزهء خوارزم است اجق بهادر و غازان از جانب تيمور خان به او رسيدند و عزم رزم كردند . بغلجه كه پيش از اين حاكم خوارزم بود به قتل آمده امير ايدكو شكسته به خوارزم رسيد و اين حال اوايل سنهء اربع عشرة بود . دكنه و غازان متعاقب به خوارزم آمدند و امير ايدكو را شش ماه محاصره كردند .
در اين ولا خبر آمد كه جلال الدين سلطان پسر تغمش خان تيمور خان را شكسته اردوى او را غارت كرد و تيمور خان مىرسد و قاصد جلال الدين سلطان پيغام رسانيد كه پيش از اين تيمور خان بود براى او شمشير مىزديد . اكنون من خان شدم . سعى نماييد و ايدكو كه دشمن ماست به دست آريد . باز جلال الدين سلطان كس فرستاد كه اگر ايدكو پسر خود سلطان محمود و خواهر جلال الدين كه همين پسر داشت فرستد و سكه و خطبه به نام ما كند با او جنگ مكنيد و متوجه شويد .
امير غازان كه خواهر جلال الدين سلطان در عقد او بود ميل صلح نمود و دكنه كه خواهر تيمور خان داشت آن خبر نابود انگاشت . در اين حال تيمور مفلوك نزديك خوارزم رسيد غازان دكنه را به شراب مشغول كرده نوكر خود جان خواجه را فرستاد تا تيمور خان برگشته بخت را به قتل آورد و جلال الدين سلطان شنيده از امير غازان منتدار شد و نشان فرستاد كه غازان خان ماست . فرمودهء او را حكم ما دانيد و امير دكنه براى تيمور خان عزا داشت و از امراى محاصره خضر اغلان به جهت اروغ بزرگتر بود . بعد از او دكنه ، بعد از ايشان غازان ، در اين حال از همه زيادت شد و امير ايدكو صلح كرد و او بيرون آمده يكديگر را طوى دادند و امرا ترك محاصره كرده متوجه جلال الدين سلطان شدند . قجولاى بهادر در موضع بلوقيا بديشان رسيد و به طعنه گفت خوارزم ناگرفته چرا بازگشتيد . امرا گفتند ما مدت هفت ماه تمام محاربه و محاصره كرده با ده هزار مرد نتوانستيم گرفت . ترا خود سه چهار هزار مرد بيش نيست . صلاح بازگشتن است كه ما سخن صلح گفتهايم و او پسر خود را پيش خان مىفرستد . قجولاى گفت يك نفس من ايدكو را كافى است . به اين غرور عزم
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 167
مساهمون: كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
ص١٦٧