شريعت مطهّرهء نبويّه مىكنند و امر معروف و نهى منكر كرده يرغو و قواعد چنگيز خانى مرتفع است و چون يقين و تحقيق شد كه خلاص و نجات در قيامت و سلطنت و دولت در دنيا به سبب ايمان و اسلام و عنايت خداوند تعالى است با رعيت به عدلوداد و انصاف زندگانى كردن واجب است . اميد به موهبت و كرم اللّه تعالى آن است كه ايشان نيز در آن ممالك به شريعت حضرت محمد رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلّم عمل كنند و مسلمانان را قوّت دهند تا باشد كه پادشاهى چند روزهء دنيا به پادشاهى آخرت كه
وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى
« 65 » متصل گردد .
و در اين وقت از آن طرف ايلچيان رسيدند و تحفهها آوردند و خبر سلامتى ايشان و معمورى آن ممالك گفتند . محبت و دوستى كه ميان پدران بود ، بر موجب محبة الآباء قرابة الابناء تازه گشت . ما نيز از اين طرف محمد بخشى ايلچى فرستاديم تا خبر سلامتى رساند . مقرر آن است كه اين معنى سبب آبادانى ممالك و نيكنامى دنيا و آخرت است . توفيق رعايت اتحاد و مراقبت شرايط و داد رفيق اهل طريق باد .
حضرت خاقان سعيد فرمود كه ايلچيان اطراف را چون ايلچى محمد قرامان كه با تحف روم آمده بود و ملك قطب الدين سيستانى و ايلچى پيرك از گرمسير مجموع ملتمسات ايشان را ساخته و همه را به انعام و اكرام نواخته اجازت مراجعت نمود .
مصرع
بازرفتند خوشدل و خرّم
ذكر شاهان بدخشان و رفتن ايلچى به جانب ايشان
شاه بهاء الدين بدخشانى قاصدى پيش حضرت خاقان سعيد فرستاده بود و التماس نموده كه معتمدى روان فرمايند تا مال ولايت فرستد و فرزندان خود را به
هامش
( 65 ) . سورة و الضحى 4 .