تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
مصرع
دست مدار از كمر مقبلان

ذكر معاودت حضرت خاقان سعيد از جانب ماوراء النهر

چون مهمات ولايات ماوراء النهر به تجديد مضبوط شد و اطراف ممالك از آسيب بىباكان محفوظ گشت حضرت خاقان سعيد عزم مراجعت فرموده موكب منصور از كان گل كوچ كرده به گوگ‌گنبد آمد . آن‌جا ميرزا احمد ميرك كمر انقياد بسته شرف دستبوس يافت و به عنايت مخصوص گردانيد و امير شاه ملك نيز به سعادت ملازمت مشرف شد و آفتاب عاطفت از اوج جلال بر چهرهء احوال او تافت و ميرزا الغ بيك در همان منزل طوى عظيم كرده پيشكشهاى پادشاهانه به عرض رسانيد و امير شيخ حسن برادر امير شيخ نور الدين عرضه داشت فرستاده اظهار انقياد كرد . آن حضرت توكل چهره را فرستاده فرمود كه اگر اهلى تومان‌آغا را پيش ما فرست و چون ميان ميرزا الغ بيك و امير شاه ملك اندك غبارى شده بود ، فرمان همايون نفاذ يافت كه امير شاه ملك عازم خراسان شود و موكب عالى با كوكبهء دولت و اقبال در دار السلطنهء هرات نزول اجلال فرمود و بعد از چند روز بانوى عظمى تومان‌آغا رسيده و آن حضرت در تعظيم شرايط تكريم تقديم نموده قصبهء كوسويه را به رسم سيورغال بر نوّاب او مسلم داشت و حالا در آن قصبه و نواحى ، از آثار خير او مدرسه و خانقاه و رباط به غايت معمور است .

ذكر وفات ميرزا خليل سلطان و والده‌اش خان‌زاده

موكب منصور چون به دار السلطنهء هرات رسيد ، خبر واقعهء جانسوز و نائبهء جگرسوز شهزادهء جهانيان نصير الدين ميرزا خليل سلطان شنيد كه در ملك رى به عارضهء دو سه‌روزه ، شانزدهم رجب با حسرت شباب به منزل تراب رفت . از حدوث اين حادثه و نزول اين نازله دلهاى عزيزان در آتش و جانها در كشاكش ماند .