رسم ايلغار به طرف بم و جيرفت * و ساير گرمسيرات فرستاده خود به نواحى كرمان آمد و جمعى كه محاصرهء سيرجان مىكردند به عيش مشغول شده طريقهء حزم فرو گذاشتند . اهل قلعه ناگاه شبيخون آوردند و دستبردى نمودند چنانچه امراى محاصره به يك اسب و تازيانه به اردو آمده ميرزا اسكندر غضب فرموده گريختگان را به نوعى ادب كرد كه سبب عبرت ديگران شد و ميرزا اسكندر امير عبد الصمد را به جانب خبيص فرستاده سلطان حسين به دفع او از كرمان روان شده ميان ايشان جنگى سخت به وقوع پيوست . عاقبت برهان الدين عبد الصمد ظفر يافت و همچنين امرا كه به گرمسيرات رفته بودند غالب شده هردو گروه مظفر و منصور بازآمدند .
ميرزا اسكندر بر ظاهر كرمان نزول فرمود . كرمانيان مرتضاى اعظم سيد شمس الدين بمى را قدس سره بيرون فرستاده مال و خراج قبول كردند .
ميرزا اسكندر بنابر حسن اعتقاد كه دربارهء سيد اعظم داشت و نيز شنيد كه ميرزا رستم از درگاه قرايوسف عود نموده به اصفهان رسيد ، صلح نمود و به جانب شيراز معاودت فرمود .
و چون ميرزا رستم از جانب تبريز به اصفهان آمد ، خواجه احمد صاعدى كه صاحباختيار بود با ساير اكابر عراق استقبال نمود و ميرزا رستم يك دو ماه در اصفهان كامكار و كامران گذراند و چون خواجه احمد صاعدى خلاف احكام رستمى مىكرد ، ميرزا رستم در باب قتل او با اركان دولت مشورت نموده قرار دادند كه چون به مباركباد عيد اضحى كه در آن نزديك واقع بود آيد ، او را تنها به مجلس آورده از ميان بردارند و به موجب مقرر عمل نموده كار او تمام شد .
مصرع
نشنيدهاى كه هركه بمرد او تمام شد
اصفهانيان با ميرزا رستم دل دگرگون كردند و ميرزا اسكندر نزديك اصفهان رسيده ميرزا رستم طاقت مقاومت نداشت به ضرورت عازم خراسان شد .