تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
ديگر بازنمايند و چگونه گمان توان برد كه نصيحت موجب عداوت گردد . بيت
دارو سبب درد شد اين‌جا چه اميد است * زايل شدن عارضه و صحت بيمار
و امثال اين قضايا از قيد حسّاد و مكر اضداد بعيد و بديع نيست خاصه به درگاه سلاطين . فى الجمله امير سيد على ترخان بازآمده شروع احوال به عرض رسانيد و از آن طرف امير شاه ملك متوجه مغول شد . حضرت خاقان سعيد خواست كه ضبط مملكت به نوعى نمايد كه مناسبت ناموس سلطنت باشد . بنابرآن ، موكب ظفرنشان عازم سمرقند شد و به قبة الأسلام بلخ آمده بر جيحون پل بستند و موكب منصور بيست و يكم جمادى الأولى عبور فرمود و ميرزا الغ بيك و جميع بزرگان در منزل قشقا شرف دستبوس يافتند و آن حضرت چون آفتاب در بيت شرف دار السلطنهء سمرقند نزول نمود و به مزار اكابر آن ديار و صاحبقران نامدار رفته صلات و صدقات به مستحقان رسانيد و مرغزار كان گل لشكرگاه گردانيد و بعد از چند روز نوكر امير شاه ملك سر امير شيخ نور الدين را آورد و شرح اين سخن از نوادر وقايع است .

شرح قتل امير شيخ نور الدين به حسن تدابير امير شاه ملك به دست هرقداق

هركه را تسيير درجهء طالع به جرم قاطع رسد ، هرآينه از نظر سعادت اثر نحوست يابد و هرصورت كه با خود نقش بندد غير آن در آيينهء خيال جمال نمايد . بيت
هزار نقش برآرد زمانه و نبود * يكى چنان كه در آيينه تصور ماست
و كسى را كه در اين معنى شكى باشد و حكايات گذشته را باور نكند گو