سلخ ربيع الأول از دار السلطنهء هرات به باغ مختار آمد و با لشكرهاى جهان روان شده به آبمرغاب رسيد و قاصد ميرزا الغ بيك خبر رسانيد كه مغولان به ولايت خود بازگشتند .
و شرح اين حال از روى اجمال آن است كه محمد خان از تختگاه خود به موضع علانباشى كه ميان ينگى و صوران است آمد و امير شيخ نور الدين ملحق شد .
محمد خان با اعيان دولت خود مشورت نموده مردم كارديده تجربه يافته گفتند چه موجب است كه ما براى شيخ نور الدين با قومى با قوت و با جمعى با شوكت دشمنى كنيم و حال جنگ معلوم نيست . ايلچى حافظ نام پيش امير شاه ملك فرستاده پيغام داد كه سابقا ميان ما عداوتى نبود و صورت نزاعى كه روى نمود به انگيز صاحب غرضان بود . اين زمان با تو دوستى مىكنيم . اگر ميان تو و شيخ نور الدين نزاع باشد ما او را حمايت نمىكنيم . امير شاه ملك ايلچى را رعايت كرده خوشدل بازگردانيد و نوروزبخشى را با بيلاكات پادشاهانه به خدمت محمد خان فرستاد و از جانبين قواعد مصادقت تأكيد يافت .
در اين اثنا نوكر ميرزا الغ بيك ، ملك يساول رسيد و به موقف عرض رسانيد كه ميان ميرزا الغ بيك و امير شاه ملك كدورتى واقع است . آن حضرت از جهت معاودت مغول و خبر ملك يساول در عزيمت جانب ماوراء النهر متردد بود و چند روز در النگ جيجكتو توقف نمود و امير سيد على ترخان جهت تحقيق اخبار به سمرقند ارسال فرمود . امير سيد على تفحص احوال نموده دانست كه از آن وقت كه آن حضرت امير شاه ملك را عنايت فرمود و در ممالك ماوراء النهر صاحباختيار ساخت ، تمام امور بر وفق راى جمهور به فكر صايب و نظر ثاقب منتظم گردانيده و با ميرزا الغ بيك در مقام نصيحت و دولتخواهى است امّا اكثر طباع خاصه پادشاهان را نصيحت تلخ آيد . چه ايشان همه وقت طعم ايام را شيرين و خوشگوار به كام خود خواهند و همه عالم را فرود خود بينند و اگر امير بنابر مصلحت خلاف راى شاهزاده كرده باشد اصحاب اغراض آن را بر بىحسابى و سبك داشت حمل كنند و بنوعى
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
ص١٤٦