تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
نمود و امير شاه ملك عزم رزم مخالفان جزم كرد و مغولان به محاصرهء سيرام كه در تصرف كسان امير عبد الخالق بود اشتغال داشتند . خبر توجه امير شاه ملك يافتند . عازم جانب او شدند . و امير شاه ملك از عزيمت ايشان آگاه شد . تدبيرى انديشيد كه موافق تقدير آمد و شرح آن‌چنان است كه شايستم [ را ] كه نوكر شايستهء او بود با دو هزار سوار نامدار مقرر فرمود كه ايلغار كرده به ولايت ينگى درآيند و به خانه‌هاى مغولان كه در آن ولايت بود دستبردى نمايند . شايستم روز و شب سرعت سير نموده به نوعى شتافت كه مخالفان را بر بستر امن در خواب غفلت خفته يافت و آن مجموع را غارتيده خانه‌ها را زيروزبر برگردانيد و الجاى بسيار گرفته شش هزار اسب به خدمت امير شاه ملك رسانيد . مغولان اين خبر شنيده از هم فروريختند و هريك به طرفى گريختند . و امير شاه ملك احوال معاودت مغولكان عرضه داشت پايهء سرير اعلى نمود . در وقتى كه موكب همايون در ييلاق بادغيس بود آن حضرت لشكرها را اجازت داده به مستقر دولت مراجعت نموده چنانچه ذكر آن گذشت . اين است شرح احوال كه قلم عنبرين خال به طيب وعدهء آن مقال مشك‌ساى گشت .

ذكر توجه حضرت خاقان سعيد به جانب ماوراء النهر

چون امير شيخ نور الدين از طرف مغولان طرفى برنبست و دندان طمع او در كام ناكامى شكست روى به حيله آورده كسان به مغولستان فرستاد و به صورت عرضه داشت پيغام داد كه بارها گفتم كه امير شاه ملك با شما دوست نيست و غدر مىكند . باور نمىكرديد . اينك تمام الوس را برهم زد . اگر تدارك اين قضيه نخواهيد كرد ضرر او زيادت خواهد شد . محمد خان با لشكر فراوان عازم ماوراء النهر شده خبر به سمرقند رسيد و ميرزا الغ بيك شرح واقعه به پايهء سرير اعلى رسانيد . حضرت شاهرخى به احضار لشكرها فرمان فرمود و به دولت و سعادت عزيمت ماوراء النهر جزم نمود و چهارشنبه