تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
امير شيخ نور الدين پيش محمد خان پادشاه مغولستان رفته و او شمع جهان را به مدد او فرستاده قريب سيرام رسيدند و شرح اين سخن گفته آيد ان شاء اللّه تعالى . و سلطان اويس پسر امير ايدكو برلاس از جانب كرمان قاصد فرستاد كه ميرزا اسكندر ممالك فارس و عراق مضبوط ساخته عازم كرمان شده و در نواحى كرمان خرابى بسيار مىكند . در اين ولا ، باز نوكر ميرزا الغ بيك آمده و مغولى را دربند آورده اخبار ساير ( ؟ ) كرد و شرح آن آيد . بعد از اين ، حضرت خاقان سعيد خاطر خطير از طرف ماوراء النهر جمع ساخته لشكرها را اجازت فرمود و از عرصهء بادغيس عنان مركب كامرانى به مستقر جهانبانى انعطاف داده در دار السلطنهء هرات باغ زاغان * مركز پرگار دولت و نقطهء دايرهء خلافت آمد . و در اين ايام ، نوكر امير شيخ ابراهيم از مملكت شروان رسيده پيشكشهاى پادشاهانه به عرض رسانيد و آن حضرت فرستاده را عنايت فرمود رعايت كرده بازگردانيد . و از جانب سمرقند خبر آمد كه امير شاه ملك به جانب مغولستان رفته و الجاى بسيار گرفته و اين سخن محتاج بيان است .

ذكر ياغى شدن امير شيخ نور الدين كرّت ثانى

سابقا مذكور شد كه امير شيخ نور الدين در حوالى سمرقند منهزم گشت اما همچنان سوداى استقلال در خيال داشت و هرزمان سر راهى مىگرفت و هرطرف فتنه‌اى مىانگيخت . نويين اعظم امير شاه ملك عرضه داشت به پايهء سرير اعلى فرستاد كه شيخ نور الدين ترك ياغيگرى نمىكند . اگر فرمان شود صوران را محاصره كنيم ، شايد كه آن صيد وحشى به دام آيد . حضرت خاقان سعيد فرمود كه صلاح و فساد آن طرف به عهدهء اوست . هرچه مصلحت داند چنان كند . و امير شاه ملك اواسط رمضان سال گذشته از سمرقند متوجه صوران گشت و امير موسى كا