داشتن ميرزا رستم ، اواسط رجب ، به طرف مراغه آمد و در حدود ليلان امير محمد سارو تركمان از جانب عراق عرب آمده به تشريف و نواخت مشرف شد و اواخر رجب ، ميرزا رستم را با نوكران خدمتهاى خسروانه و خلعتهاى ملوكانه تعيين نمود و اسبان خوب كشيد و جمعى نوكران اعتمادى ملازم ساخته روان داشت و خود در غايت عظمت و نهايت ابهت به طرف تبريز رفت .
وقايع سنهء اربع عشرة و ثمانمايه ذكر قضايا كه در خراسان واقع شد
حضرت خاقان سعيد در افتتاح اين سال به سعادت و اقبال در ييلاق بادغيس بود چنانچه صرير قلم سخنپرداز شرح آن بازنمود و در اين اثنا ، ميرزا عمر شيخ بن ميرزا پيرمحمد از جانب فارس و عراق به خدمت آن حضرت آمد و سبب آن بود كه ميرزا اسكندر چون آن ممالك در تصرف آورد ، صلاح وقت در آن ديد كه ميرزا عمر شيخ و ميرزا سلطانعلى بن ميرزا رستم را كه برادرزادگان او بودند از مملكت عذر خواهد . چه ايشان را استعداد سلطنت از روى وراثت و استحقاق متعين بود . متوهم شد كه ناگاه جمعى ايشان را بر آن دارند كه سر به طلب ملك برآرند و اختلال به سلطنت و زوال به دولت او رسد و شاهزادگان از اين معنى منزه و مبرا بودند . فى الجمله ايشان متوجه دار الأمان خراسان شده اواخر محرم در ييلاق بادغيس دستبوس يافته منظور نظر كيميا خاصيت گشتند .
و هم در ييلاق بادغيس ، ايلچى هندوستان رسيد كه خضر خان پادشاه بعضى از آن ممالك اظهار اذعان نموده قاضى مولتان را كه واسطهء عقد اكابر آن ديار بود با تحف و هدايا ارسال نموده نام و القاب آن حضرت را زينت منابر و نقش دنانير ساخته به عرض رسانيد و آن حضرت ملتمسات او به ايجاب مقرون گردانيده و تشريفات گرانمايه پوشانيده انعام و اكرام نمود و اجازت مراجعت فرمود و حمزهء چهره نوكر ميرزا الغ بيك رسيد و يكى را از مغولان مقيد رسانيد و عرضه داشت كه