جانسوز برادر سعيد شهيد كارها بر سنن استقامت به فر دولت قاهره منتظم است و عرصهء ممالك از مزاحمت اضداد مستصفى و التماس نمود كه از برادران هركه صلاح دانند نامزد عراق گردانند تا ممّد و معاون يكديگر باشند و حضرت خاقان سعيد رقم اختيار به نام ميرزا بايقرا كشيد و طبل و علم و عبيد و خدم و ساير اسباب پادشاهى مرتّب داشته روان فرمود و به ميرزا اسكندر نوشت كه چون لطف يزدانى و فضل ربّانى اسلاف ما را به محض عنايت نفاذ امر و جريان حكم كرامت فرمود و از اسلاف به اخلاف رسيد و خداى تعالى آن فرزند را مقاليد امر و نهى مملكتى كه به تختگاه سليمان ( ع ) منسوب است ارزانى داشت شكر آن بهجاى بايد آورد تا موجب دوام دولت گردد و بر موجب ملتمس او سنشّد عضدك باخيك ميرزا بايقرا را متوجه آن صوب گردانيديم . بايد كه طريقهء عاطفت مسلوك دارد تا عقد الفت انتظام گيرد و كار موافقت التيام پذيرد . به حمد اللّه كه جناب فرزندى از اين وصايا مستغنى است . اما بنابر تذكار تكرار مىنمايد . منتظر از خصايص كرم و لطايف شيم فرزندى آن است كه برادران وصلت رحم را در ظلّ شفقت خويش دارد . چه رعايت اقارب را در ثبات دولت اثرى است هرچه عظيمتر . اكنون صدق شفقت ما بر اخوان خويش لازم شناسد و پيوسته طريق مكاتبات مسلوك داشته ابواب مراسلات مفتوح دارد و آرزويى كه باشد اعلام نمايد تا در اتمام آن وظايف اهتمام مبذول افتد و به اجابت موصول گردد . ان شاء اللّه تعالى .
ذكر فرستادن ميرزا خليل سلطان به جانب عراق و آذربايجان
ميرزا خليل سلطان ملازم حضرت خاقان از ماوراء النهر به هرات آمده بود و آن حضرت او را در محل نيك فرود آورده مواجب به واجب تعيين نمود و نوكران او را رعايت فرمود و ميرزا خليل سلطان چند روز به عيش گذرانيده خدمت پيش گرفت و روز و شب خود را نقش شادروان قصر دولت آن حضرت ساخته ملازمت پايهء تخت