تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
كشته شد و امير بسطام جاگير به جانب رى رفت و قاضى نظام الدين احمد صاعدى طوق تعصب در گردن انداخته به اتفاق رعاياى چهاردانگه و دودانگه از كوتاه‌انديشى امل دراز پيش گرفت و هرچند ميرزا اسكندر ايلچى فرستاد ، فايده‌اى نداد و مسموع نيفتاد و بدان واسطه آن بهار و تابستان تا نصف خزان در بيرون اصفهان خرابى تمام واقع شد . در اين ولا ، ميرزا رستم از حضرت خاقان سعيد اجازت يافته نزديك اصفهان رسيد . قاضى احمد صاعدى كه از متهّوران جهان بر سرآمده بود ، با ديگر سرداران استقبال نمود و ميرزا اسكندر خبر يافته امير عبد الصمد را كه از حبس يزد خلاص شده به جانب ورزنه آمده بود روان فرموده و امير خان سعيد برلاس را به تاخت جربادقان تعيين نمود و موكب اسكندرى عازم دار الملك شيراز شد و جمعى امراى ميرزا پيرمحمد كه از اصفهان متوجه يزد بودند و امراى ميرزا اسكندر صديق و كيومرث و بيان متعاقب ايشان عزيمت نمودند و به يكديگر رسيده جنگ كردند و لشكر ميرزا اسكندر غالب آمد . امير جلبانشاه برلاس به صديق و كيومرث پيوست و امير شيخ محمد جوان و امير خان سعيد برلاس از راه كرمان به خراسان رفته به ميرزا رستم پيوست و باعث گشته و اجازت يافته به عراق آمد چنانچه مذكور شد . و امراى ميرزا اسكندر كه به محاصرهء يزد رفته بودند يزديان به تنگ آمدند و امير عبد الصمد را از حبس بيرون آورده جهت صلح پيش ميرزا اسكندر فرستادند و طاهر را نيز گذاشتند و ابا بكر كه سردار يزديان بود طاهر را قايم‌مقام خود ساخته ، نيمروز از قلعه بيرون آمد . طاهر فرصت غنيمت شمرده در قلعه كه به طرف شهر بود در بست و دروازهء بيرون را گشاده قاصدى همعنان باد پيش امرا فرستاد و امرا لگام ريز در قلعه تاختند و مهمات آن مضبوط ساختند و بسيار از اشرار به قتل آمدند و ميرزا اسكندر امير يوسف جليل را به حكومت يزد مقرّر فرمود . و چون ممالك فارس و بعضى از عراق عجم ميرزا اسكندر را مسخر و مسلم شد ، عرضه داشتى به خدمت حضرت خاقان سعيد فرستاد و پيغام داد كه بعد از واقعهء
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 120 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى