مصرع
آتش قهرش معاذ اللّه كاز او سوزد جهان
ذكر عزيمت حضرت خاقان سعيد به طرف مغولستان و كشته شدن امير خداداد
حضرت خاقان سعيد را عزيمت جانب مغولستان تصميم يافته از دار السلطنهء سمرقند به قريهء شيراز آمد و ميرزا رستم و امير سيد على ترخان و امير شاه ملك و امير نوشيروان را منغلاى ساخته به شاهرخيه فرستاد و ميرزا اميرك احمد و برادرش ميرزا بايقرا و امير سلطانشاه برلاس و امير حسن صوفى را نامزد خجند فرمود و آن حضرت ييلاق اوراتپه را منزل همايون ساخته از امراى منغلاى خبر آمد كه امير خداىداد عرضه مىدارد كه اگر امير شيخ نور الدين بدين جانب آيد هرچه يراق باشد به تقديم رسانيم . آن حضرت امير شيخ نور الدين را روان فرمود .
و در اين اثنا ، از نگارخانهء غيب صورتى روى نمود كه مثال آن در آيينهء خيال كسى نبود و شرح اين سخن آن است كه امير خداىداد ، از مغولستان طمع مدد داشت و از محمد خان پادشاه آنجا نقش معاونتى بر لوح انديشه مىگماشت و محمد خان برادر خود شمع جهان پادشاه را به التماس امير خداىداد به مدد فرستاده به نواحى تاشكند آمد و امير خداىداد به استبشار تمام استقبال نموده شرايط خدمت بهجاى آورد و ندانست كه
عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ
« 46 » شمع جهان در قضيهء خداىداد با خواص خود تأمل نموده فرمود كه با وجود چندان عنايت كه حضرت صاحبقران را دربارهء او بود با فرزندان او چه وفادارى نمود .
شعر
وفا مجوى از او ور سخن نمىشنوى * به هرزه طالب سيمرغ و كيميا مىباش
برين يراق اتفاق كرده او را به قتل آورد و سر او را پيش امير شاه ملك
هامش
( 46 ) . سورة النور 33 .