اتفاق او به طرف الاقلعه رفتند و به امير خالق پسر امير خداىداد پيوستند . فرمان همايون نفاذ يافت كه امير شاه ملك و جمعى امراى نامدار به جانب آلا روند و ايشان را به دست آرند و رايات ظفر آيات عازم دار السلطنهء سمرقند شد .
ذكر آمدن ميرزا خليل سلطان پيش حضرت خاقان سعيد
امير شاه ملك به طرف الانكوه رفته قلعهء آن را محاصره كرد . ميرزا خليل سلطان پيغام فرستاد كه راه من بازدهيد كه از قلعه بيرون مىروم و عبد الخالق نيز گفت شما از در قلعه برخيزيد كه من پيش حضرت خاقان سعيد مىآيم . امير شاه ملك ترك محاصره كرده عازم اردوى همايون شد . شيخ نور الدين به ميعاد نيامد .
آن حضرت مولانا قطب الدين قرومى * و امير توكل قرقرا را كه از اقران به كياست و فراست ممتاز بودند و در زمان حضرت صاحبقران به امور كلى قيام مىنمودند پيش امير شيخ نور الدين فرستاد . مضمون سخن آنكه مقرر چنان بود كه به زودى مراجعت نمايد . سبب توقف چيست . امير شيخ نور الدين گفت عنايت آن حضرت دربارهء خود بسيار بسيار مشاهده كردهام و از تقصيرات شرمندهام .
بيت
عذر تقصير نخواهم كه در اين خدمت رفت * گر خدا خواسته باشد كه به خدمت برسيم
اميدوارم كه در اين ولا از آمدن معاف دارند و چون رايات همايون به جانب خراسان عود نمايد اين بنده به خدمت ميرزا الغ بيك گوركان ،
بيت
كمرى بر ميان جان بسته * جان كمروار بر ميان بسته
حاضر شوم و ميرزا خليل سلطان از جانب الّانكوه آمده به امير شيخ