بيت
تكاورانى در زير زين درآورده * چو ابرگاه مسير و چو ببرگاه توان
تا به حوالى اندخود رسيد . حاكم آنجا امير سيد احمد ترخان كه حضرت خاقان سعيد آن ولايت به او عنايت فرموده بود خبر يافته استقبال نمود و شرف دستبوس يافته خدمات شايسته بهجاى آورده اما عرضه داشت به پايهء سرير اعلى فرستاد و شرح قضيه را اعلام داد و ميرزا اسكندر از اين معنى برحذر مىبود . ليكن
بيت
هرنيك و بدى كه درشمار است * چون درنگرى صلاح كار است
دست رضا در دامن قضا زده سر به گريبان توكّل فروبرده بود .
بيت
راهرو گر صد هنر دارد توكل بايدش * مرغ زيرك چون به دام افتد تحمل بايدش
و پاى صبر در دامن تحمل كشيد . اما به مقتضاى
عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ
« 43 » آنچه ميرزا اسكندر از آن مىترسيد سبب بهبود او گرديد و نوكر سيد احمد آمد و نشان جزم آورد كه گماشتگان حدود و مستحفظان طرق پيرامون متعلقان ميرزا اسكندر نگردند و هرطرف كه خاطر مباركش ميل نمايد خدمات پسنديده نموده به سلامت گذرانند و مكتوبى در باب سفارش او به برادرش ميرزا پيرمحمد اصدار يافته بود مضمون آنكه :
جناب فرزند اعز اكرم ارشد ، نور الدولة و الدين ميرزا پيرمحمد اطال اللّه تعالى بقاءه مىبايد كه در جميع احوال نصّ
وَ أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ
« 44 » را قدوه
هامش
( 43 ) . سورة النور 33 .
( 44 ) . سورة القصص 77 .