ذكر عزيمت ييلاق بادغيس و از آنجا عزم ماوراء النهر
چون اوقات شريف ماه مبارك رمضان به اتمام رسيد و شرايط عيد صيام كه از كباير شعائر اسلام است بهجاى آورده شد و نيّر اعظم شرف خانهء خويش را مشرف ساخت ،
شعر
باز فراش چمن يعنى نسيم نوبهار * بر چمن انداخت فرشى از پرند هفت كار
و باغوراغ به حلههاى رنگين تزيين يافته كوه و صحرا رشك نگارخانهء چين شد . حضرت خاقان سعيد فرزند دولتمند ميرزا ابراهيم سلطان را به امارت دار السلطنهء هرات بازداشته امير جلال الدين فيروز شاه را ملازم او گذاشت و فرمان فرمود كه امير لطف اللّه بابا نتمور و امير حمزه قتوقو به سرحد سيستان رفته برخبر باشند و موكب منصور پنجم ذى قعده به طرف بادغيس روان شد و مثال همايون به احضار لشكرها نفاذ يافت و به اندك مدتى سپاهى كه مدّ آن در وهم نگنجد و عدّ آن را ميزان انديشه نسنجد ، در ظل رايت نصرت آيت كه مطلع آفتاب و ظفر يافت جمع آمد و در اين اثنا ، به مسامع جلال رسيد كه ميرزا خليل سلطان به دست امير خداىداد حسينى گرفتار شده و مملكت ماوراء النهر بههم برآمد .
ذكر احوال مملكت ماوراء النّهر در اين سال و نهضت همايون به سعادت و اقبال
چون ميرزا خليل سلطان شنيد كه حضرت خاقان سعيد در بادغيس لشكرها جمع فرمود ، او نيز با لشكر فراوان به حوالى كش آمد و آنجا خبر يافت كه امير خداىداد حسينى به كنار آب خجند رسيد . ميرزا خليل امير اللّه داد و امير ارغونشاه