حجاب چهرهء جان مىشود غبار تنم
خوشا دمى كه از اين چهره پرده برفكنم
اين مقام ، مقامى است كه جهت خلقى در وجه الرب مستهلك مى گردد و نعلين امكان و تعين خلع مىشود ، و مقامى بالاتر از اين مقام نيست مگر مقام استقرار و تمكين در اين مقام ، و رجوع به كثرت با حفظ وحدت ، كه آن آخرين منزل انسانيت است ( كه گفتهاند ) « و پس از عبّادان ديگر شهرى نيست » [ 1 ] . و به اين مقام اشاره است آنچه در روايت وارد شده كه « ما را با خدا حالتهايى است كه در آن حالت ما اوييم و أو ما ، و أو اوست و ما ما هستيم . » [ 2 ] و به اين كثرت در عين وحدت و وحدت در عين كثرت اشاره است آنچه به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نسبت داده شده كه فرمود : « برادرم موسى عليه السّلام را چشم راست نابينا بود ، و برادرم عيسى عليه السّلام را چشم چپ ، و مرا هر دو چشم بيناست » .
هامش
[ 1 ] « پشت همين دهكده شهر اللّه است » .
[ 2 ]من به هر چه مى گذرم بوى دوست مى شنوم
من به هر چه مى نگرم روى اوست مى بينمنى عجب اگر گويم : أو من است و من اويم
وين عجب تر است كه باز أو وى است و من اينم
( از قطعهاى از حكيم ملا محمد هيدجى رضوان اللّه عليه )