با ايمان و داراى يقين قرار دهد ) كه مشيت هر چند مقام ظهور حقيقت وجود است و براي هر ديده و بينشى مشهود است و بلكه با همهء ادراكات درك مىشود و مدرك و مشهودى جز أو نيست و ظهورى بجز ظهور مشيت نيست ، ولى با همهء اين ظهور در پوشش تعين ها پوشيده و گوهرش مجهول و حقيقتش پنهان است ، تا آنجا كه ظهور حقايق علمي در مدارك دانشمندان با آنكه به واسطهء همين مشيت است ولى خودش براي آنان نامعلوم است و حقيقت و گوهر ذاتش از براي دانشمندان كشف نشده هر چند هويت و وجودش مشهود است ، و كسى نمى تواند اطلاق و سريان و بسط و فيضان مشيت را شهود كند ، بلكه به قدر ظرف وجود خود آن را شهود كرده و به قدر مقام عرفانش آن را مى شناسد .
پس مادامى كه شخص سالك از حب شهوتهاى دنيوى بيرون نرفته و از زندان وحشتناك هيولانى طبيعت آزاد نشده و دل خود را با آب زندگى از چشمهء علوم روحانى شستشو نداده و ذرهاى از انانيت در نفس أو باقى مانده امكان ندارد كه جمال محبوب را بدون حجاب و در سر حد اطلاق مشاهده كند .
و آنان كه در اين پست ترين منزل و درك اسفل و پست ترين زمين بار انداختهاند و در اين ستم آباد و شهرستان مردگان منزل گزيدهاند حق براي آنان جلوهگر نخواهد شد مگر از پشت هزار پردهء ظلمانى و نورانى كه اين حجابها بر روى هم انباشته شدهاند زيرا « خداى تعالى يك ميليون عالم آفريده ، و يك ميليون آدم آفريده است ، و شما در پايان آن عوالم و در پست ترين آن مى باشيد . » و « از براي خداى تعالى هفتاد هزار حجاب از نور است و هفتاد هزار حجاب از ظلمت . »
شرح دعاى سحر ( فارسى ) — صفحة شرح دعاى سحر 144
مساهمون: السيد الخميني
صشرح دعاى سحر ١٤٤