تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح دعاى سحر ( فارسى ) — صفحة شرح دعاى سحر 118

مساهمون:

صشرح دعاى سحر ١١٨
رسم است . و آنچه فرمود : « آن را چهار جزء قرار داد » نيز جز با اين مقام مناسبت ندارد ، زيرا براي عقل چهار جزء قرار دادن درست نيست مگر با توجيهاتى كه دور از حقيقت است . و اما مقام مشيّت ، مقام اطلاق است و با عقل ، عقل است و با نفس ، نفس است و با طبع ، طبع است . و مقصود از چهار جزء همان عالم عقل و عالم نفس و عالم مثال و عالم طبع است ، يعنى عالمى كه داراى صورت و ماده است ، و عالمى كه از ماده مجرد است نه از صورت ، و عالمى كه از ماده و صورت مجرد است ولى تعلق به ماده دارد ، و عالم مجرد از ماده نه از ماهيت . و از آنچه گفتيم معناى كلام آن حضرت كه فرمود : هيچيك از آن چهار پيش از ديگرى نبود ، معلوم مىشود . زيرا عوالم چهارگانه به اعتبار آن وجهه‌اى كه به مشيت مطلقه دارند و به اعتبار جنبهء يلي الربّى شان همه در عرض هم قرار گرفته و هيچ يك جلوتر از ديگرى نيست چنان كه در اوايل همين اوراق در شرح : اللّهمّ انّى أسئلك من بهائك بأبهاه . . . تحقيق آن را نموديم . و آن سه جزء كه آن را ظاهر كرد عبارتند از عالم نفس و عالم خيال و عالم طبع كه اين سه ، غبار عالم خلق اند و نياز خلق از آن جهت كه مخلوقند به آنهاست ، و اما عقل پس آن از عالم خلق نيست بلكه از عالم امر الهى است ، چون از كدورتهاى عالم هيولى منزه است و ظلمت هاى عالم ماده و خلق متوجه أو نشده و نيازى به أو ندارد آن سان كه ماهيت به جاعل نياز ندارد و همان گونه كه ممتنع به واجب نيازمند نيست . پس آنچه خلق به سوى أو اضافه مىشود و نسبت مى برد همان عوالم ثلاثه است و چون به مقام چهارم رسد از عالم
شرح دعاى سحر ( فارسى ) — صفحة شرح دعاى سحر 118 | السيد الخميني / سيد احمد فهرى زنجانى