اگر براي موجود عقلى هم نزعى باشد آن نزع معناى ديگرى خواهد داشت غير از نزعى كه در سه مرحلهء اولى بود . و بعضى از مراتب نزع عقلى هم به توسط عزرائيل انجام نمى گيرد بلكه به وسيله اسم هاى قاهر و مالك كه حقيقت عزرائيلى در تحت تربيت اين دو اسم قرار دارد ، انجام مى گيرد و نزع خود عزرائيل نيز به وسيلهء همين دو اسم خواهد شد .
و همچنين است حقيقت إسرافيل و جبرائيل و ميكائيل عليهم السلام كه هر كدامشان را ظهورها و مقامهايى به حسب عوالم هست و ظهور سلطنتشان در هر عالمى از نظر وجود و حد وجود و شدت و ضعف غير از عالم ديگر است . نشنيدهاى كه جبرائيل در اين عالم به صورت دحيهء كلبى ظاهر مى شد ؟ و دوبار در قالب مثالى براي رسول اللّه ظاهر شد و آن حضرت ديد كه جبرائيل تمام خاور و باختر را پر كرده . و به همراه رسول خدا در شب معراج تا عالم عقل و مقام اصلى خودش بالا رفت تا آنكه رسول هاشمى از مقام جبرئيل به مقامات ديگر تا آنجا كه خدا خواسته بود عروج كرد و جبرئيل در مقام پوزش از اينكه رفيق نيمه راه شد عرض كرد : اگر بند انگشتى نزديك تر شوم فروغ تجلى بسوزد پرم ! و به طور خلاصه در هر عالمى از عوالم هر كارى كه انجام مى گيرد خواه به وسيلهء شخص اين فرشتگان باشد و خواه به وسيلهء ياران و سپاهيانشان همگى فعل خداست .
عكس روى تو چو در آينهء جام افتاد
عارف از پرتو مى در طمع خام افتاد