كرسى و منم هفت آسمان و منم نقطهء باء بسم اللّه . » و آن حضرت ( سلام اللّه عليه ) به حسب مقام روحانيت با پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم متحد است چنان كه فرمود : « من و على از يك درخت هستيم » و فرمود : « من و على از يك نور هستيم » و بسيارى از روايات ديگر كه دلالت دارد بر اينكه نور اين دو بزرگوار يكى است ( عليهما السلام و على آلهما ) .
و روايت مفصلى در كافى است كه بر بيشتر آنچه گفتيم دلالت دارد و با آنكه طولانى است ما آن را از باب تيمن و تبرك به انفاس شريفهء ائمهء معصومين ذكر مى كنيم .
روايتى در بيان اسم اعظم
روايت در باب « حدوث أسماء » است از علي بن محمد و أو از صالح بن أبي حماد و أو از حسين بن يزيد و أو از ابن ابى حمزه و أو از إبراهيم بن عمر و أو از ابى عبد اللّه امام صادق عليه السّلام كه فرمود : « همانا خداى تعالى اسمى را آفريد كه به حرف ، صدا دار نيست و در لفظ به نطق نمى آيد و در مقام تشخص ، در قالب جسد نيست و در تشبيه قابل توصيف نيست و در رنگ ، رنگ آميزى نشده است ، آن اسم اسمى است بي كران و نامحدود ، از حس توهم كنندگان در حجاب است ، و پوشيدهاى است بدون نقاب . پس أو را كلمهء تمامى قرار داد بر چهار جزء كه قرين هم بوده و هيچ يك پيش از ديگرى نبود . پس سه اسم از آن چهار اسم را چون خلق به آنها نيازمند بود ظاهر كرد ، و يكى از آنها را محجوب كرد ، و آن همان اسم مكنون مخزون است . و اينان بودند نامهايى كه ظاهر شدند ، پس ظاهر همان « اللّه » تعالى