است . و خداى سبحان براي هر يك از اين أسماء چهار ركن را مسخر كرد ، پس همگى دوازده ركن اند . سپس براي هر ركن از اين ركن ها سى اسم آفريد كه فعلى منسوب به آن أركان بودند و آن اسم ها عبارتند از :
« الرحمن ، الرحيم ، الملك ، القدّوس ، الخالق ، البارئ ، المصور ، الحى ، القيّوم لا تأخذه سنة و لا نوم ، العليم ، الخبير ، السميع ، البصير ، الحكيم ، العزيز ، الجبار ، المتكبر ، العلى ، العظيم ، المقتدر ، القادر ، السلام ، المؤمن ، المهيمن ، [ البارئ ] ، المنشئ ، البديع ، الرفيع ، الجليل ، الكريم ، الرازق ، المحيى ، المميت ، الباعث ، الوارث » . پس اين أسماء و آنچه از أسماء حسنى باشد تا سيصد و شصت اسم تمام بشود نسبتشان به آن سه اسم است و آن سه اسم ركن ها و حجابهاى آن يك اسم اند كه به وسيلهء همين سه اسم پنهان و در خزينهء غيب نگهدارى شده ، و اين است آنچه خداى تعالى مى فرمايد : « بگو اللّه را بخوانيد يا رحمن را بخوانيد هر چه را بخوانيد أسماء حسنى از آن اوست » .
اگر در اين روايت شريف نيكو تأمل كنى اسرار علم و معرفت براي تو منكشف و درهاى مخفى أسماء الهى به روى تو باز مىشود ، و چگونه اين چنين نباشد و حال آنكه اين روايت از معدن وحى و نبوت صادر شده و از آسمان دانش و جلوهگاه معرفت نازل گشته است .
سخن محدث كاشانى در اسم أعظم و معناى روايت
عارف ربانى مولانا ملا محسن كاشانى ( كه خدا برهانش را تابنده گرداند ) در شرح اين حديث شريف مى گويد : « اسمى كه صفات مذكور در اين روايت را دارد اشاره است به نخستين مخلوق الهى كه در باب عقل گذشت ، يعنى نور محمدى و روح احمدى و عقل كلى .