تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
امير على بيك بيشتر از پيشتر اعزاز و احترام نمود و قلم الماضى لا يذكر بر جرايم او كشيد . مصرع
كه گفته‌اند بزرگان كه از گذشته نگويند
امّا مثال همايون امتثال يافت كه ايل والوس جاونى قربانى كوچ كرده به سمرقند روند و اعلام ظفر اعلام ، روى به مستقر اعزاز و اكرام آورد و سرداران خراسان را اجازت فرموده ملك هرات را به جانب سمرقند برد « 1 » و منشور حكومت هرات به نام پسرش امير غورى نفاذ يافت . ملك از بيدولتى و غوريگرى و هريوه شيوگى « 2 » در راه چنان كرد كه او را محبوس به سمرقند فرستادند و پسرانش را به همان طريق بردند و امير كه پسر تيموكه به داروغگى هرات معيّن شد و حضرت صاحب‌قران به شهر دلكش كش نزول جلال فرمود .

احوال عراق و آذربايجان

عادل آقا با شاه شجاع صلح كرد . تبارزه جهت دفع شيارزه ممنون آغا شدند . چه اگر او سعى نمىنمود ، آذربايجان و عراق از دست رفته بود . آقا امراى تبريز را همراه ساخته عزم يورش رى جزم فرمود . چه قلاع آن ولايت در تصّرف شاه منصور و گماشتگان امير ولى بود و چون آقا با سپاه نامدار به ولايت رى رسيد ، فى الحال به محاصرهء قلعهء شهريار مشغول گرديد و آب كره رود را در خندق انداخته در حوالى آن سدّى هيژده گز ارتفاع محكم بستند « 3 » و شاه منصور از بعض قلاع پيغام فرستاد كه من از حركات خود پشيمانم . اگر خدمت آقا از سر جريمهء من درگذرد بار ديگر به ملازمت مشرف شوم . عادل آقا استمالت نامه‌اى روان كرده گفت :
هامش
( 1 ) . ظف : « و فرمان داد كه ملك غياث الدين را با فرزندان و على بيك را با متعلقان به سمرقند برند و مجموع جون قربانيان را بر امرا قسمت نموده خانه كوچ به ماوراء النّهر نقل كنند . » ص 258 ( 2 ) . هريوه به معناى هراتى ، اهل هرات است . ( 3 ) . ذيل جامع التّواريخ : « و حوالى آن سدّى در هژده هزار گز مربّع محكم كردند . » ص 220
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 537 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى