كشته شد و شب درآمده طبل و نقاره و برغو زده هردو سپاه بازگشتند و تا روز پاس داشتند و روز ديگر جنگ نكرده شب از دروازهء انصارى گروهى به رسم شبيخون بيرون آمده چند كس را كشته به تعجيل بازگشتند . روز جمعه جنگ سلطانى بنياد كرده لشكر منصور صف كشيدند و اهل شهر و اطراف و جوانب مضبوط داشته صاحبقران به نظاره آمد و لشكر فيروزى [ اثر ؟ ] كه هميشه عادت جانبازى و سراندازى داشتند از فرّ حضور آن حضرت دادمردى و مردانگى داده جنگها سخت كردند . امير ايكو « 1 » تيمور و امير سونجك و باقى امرا به فصيل شهربند رسيده نردبانها به پاى ديوار آوردند و به ديوار برآمدن گرفتند و آن روز ملك هرات ، بر پشت دروازهء سر پل انجيل « 2 » به نفس خود ، كوششهاى مردانه نمود . اما حركة المذبوحى بود . فايده نداد . سپاه ظفرپناه تير و سنگ اهل شهر را به سپر بلكه به دوش و سر گرفته پيش رفتند و كارزار پيش بردند و جمعى نزديك كوشك مرغنى كه آب « 3 » به شهر در مىآيد درآمدند و اول كسىكه به ديوار برآمد خليل يساول بود و ديگران به جرأت او برآمدند . هركه را از مردم شهر آن صورت مشاهده افتاد بىتوقف رو به گريز نهاد .
مصرع
هريوه كجا جنگ و هيجا كجا
لشكر مظفّر دروازها شكسته و ديوارها رخنه كرده به شهربند درآمدند و نزديك قلعه و حصار دو هزار آدمى شكلان ديوسار را گرفته پيش حضرت صاحبقران آوردند . آن حضرت عنايت و مرحمت فرموده از خون ايشان درگذشت و همه را جامهها داده گذاشت و پيغام داد كه هركه از رعايا بر فصيل و باره نيايد اهل و عيال او در امان باشند . بعد از آن كسى از رعيت رغبت باره رفتن ننمود و حكم
هامش
( 1 ) . ك ، ف : انكو تيمور - ظفرنامه : ايكو تمور بلكوت .
( 2 ) . ك : انجير .
( 3 ) . حبيب السير : « از ممّرى كه آب انجيل به شهر درمىآمد » . انجيل از دهستانهاى هرات است ( ر ك رساله تقسيم آب قلب ص 19 - 29 ) و جغرافياى حافظ ابرو ( قسمت هرات ) صفحات 18 و 80 و هردو از انتشارات بنياد فرهنگ .