تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 520

مساهمون:

ص٥٢٠
تسليم نمود ، « 1 » تاج و كمر مرصّع و جامه‌هاى طلادوز به ملك‌زاده عنايت فرموده اعيان خراسان را على تفاوت مراتبهم به تشريفات پادشاهانه سرافراز ساخت و اجازت مراجعت فرمود و ملك غياث الدّين پير على به ديدار فرزند ارجمند شادمان شد . حضرت صاحب‌قران سونج قتلق آغا را با تجمّل و زينتى هرچه تمامتر امرا و اعيان درگاه را ملازم ساخته به هرات فرستاد و ملك غياث الدّين اسباب طوى مهيا كرده شهر را بر مثال باغ ارم خرّم و آراسته ساخت و از سر پل جوى نو تا سر چهارسوى شهر چهار طاقها و تعبيه‌ها نصب كرد . در و ديوار به ديباى روم و زربفت چين آيين بستند . مغنيّان در هرطرف آوازها بركشيده دل را غذاى روح و جان را شربت فتوح مىدادند . فامّا نظاميه « 2 » زبان به تكفير گشاده بودند . آرى هميشه در شهر هرات امر معروف و نهى منكر مقرّر و مؤثّر بوده و ملك جمعى را كه با مهد عليا آمده بودند رعايت تمام نموده خوشدل بازگردانيد .

ذكر آمدن شاه منصور پيش امير ولى

شاه منصور ، به سبب آن‌كه عادل آقا درخواست او را دربارهء امراى عاصى نشنود ، كوفته خاطر به جانب همدان رفت چنانچه مذكور شد و پنهان با امير ولى اظهار ايلى كرد و از طرفين ايلچيان بر سبيل بازرگانان تردّد نموده بر آن قرار يافت كه
هامش
( 1 ) . در سال 778 تيمور ايلچى نزد ملك غياث الدين فرستاد كه « چون ميان ما و پدر تو طريقهء دوستى مرعى بود ، حالا مناسب چنان است كه مودّت زيادت گردد » و ملك نيز جواب داد كه « من در مقام اخلاص خدّام آن حضرت رسوخى تمام دارم . اميد آن‌كه فرزند پير محمد را به فرزندى قبول فرمايند . » تيمور هم خواهرزادهء خود سونج قتلق آغا دختر شيرين بيك آغا را نامزد ملك‌زاده كرد . ( رك حبيب السير ج 3 جزء 3 ص 388 ) . ( 2 ) . ظاهرا منظور مريدان نظام الدين عبد الرحيم خوافى معروف به پير تسليم است كه فتاوى خاصى داشت . دربارهء وى رجوع شود به رجال حبيب السير ص 56 و روضات الجنات في اوصاف مدينة هرات ج 1 ص 211 و مجمل فصيح خوافى ج 3 ص 52 و مجلد اول كتاب مطلع سعدين ص 128 .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 520 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى