تاب شده مكتوبى در كمال اكرام و اجلال ارسال فرمود چنانچه صورت آن بعينه به تحرير پيوست :
« لما رأينا ما وهب اللّه لمولانا سعد الملة و الدّين من الفضل و مكّنه عنده من الطول و انّ المحاسن من شيمه و المحامد من هممه و وجدناه اكثر الناس عائدة على راغبه بالطاف و على طالبه بالطاف بسطنا الأمل عليه و امضينا الرّجا اليه بأنه يقضى البغية و ان جلّت و ينجز الحاجة و ان ثقلت . انه ولىّ الاجابة . تباشير صبح « 1 » شادمانى كه طغراى مناشير امن و امانى است از افق آسمان جلال پيوسته طالع و ساطع باد و بعده مقصود آنكه در آن روز كه از زخم پولاد پردلان از سنگ خاره آتش مىافروخت و از آه خستهدلان راه گذر باد بسته مىگشت و از جگر شير ژيان چشمهء خون مىگشاد ، خاطر نخواست كه آن ذات پسنديده صفات را بدين ديار كه محطّ رحال كرام و موطن علماى عظام است استدعا كرده شود از آن جهت كه مظنهء بىاحترامى و شائبهء بىاهتمامى بود . امّا چون به مقر عزّ و بيضهء مملكت نزول كرده شد حمدا للّه تعالى اين رقعه متوجه گردانيد تا آن مجلس عالى بىتأنّى بدين طرف متوجه گردند و به شرف حضور اين ديار را منور گردانند و حق رعايت ايشان به واجبى به جاى آورده شود و انتظام امور خدّام مولوى و نظام مهمّات دنيوى آن مجلس به يمن رعايت اين جانب منوط و مربوط گردد و اگر چنانچه در خاطر توجّه سفر حرم محترم باشد به اعزازى و اكرامى و احترامى هرچه تمامتر ( كه لايق ) باشد از اينجا روان گردانيده آيد . « 2 » زينهار كه بىآنكه ملاقات ميسّر باشد به هيچ طرف روانه نشوند . يقين واثق كه ردّ نخواهد شد و هم بر فور متوجه خواهند گشت كه به هيچ چيز دافع و مانع نمىتواند بود . تحريرا فى اواخر رمضان سنة احدى و ثمانين و سبعمائه » .
و مهر همايون فرمود و به ملك به اين عبارت بر حاشيه نوشته كه :
هامش
( 1 ) . ك ، س : صباح .
( 2 ) . س : روانه گردند - ك : روانه گردانيده .